+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1391ساعت 3:57 توسط نداي رساي خرمشهر |

به پاس یک عمر جهاد علمی و فرهنگی و تهذیب نفس
یک صلوات هدیه کنیم به علما
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: علماء امتی کانبیاء بنی اسرائیل


+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1391ساعت 3:1 توسط نداي رساي خرمشهر |

شبکه ی جهانی امام حسین (ع) اعلام کرد:

زائرین کربلا با پاهای تاول زده و زانوان خسته در حال بازگشت هستند وفراوانی جمعیت کمبود وسایل نقلیه و سرمای شدید هوا مشکلاتی را برایشان فراهم آورده اینک بجاست امکان انتقال آنان به هر طریقی ممکن شود! کسانیکه از زیارت اربعین و کربلا جامانده اید شایسته است با استقبال از آنان در مرزهای کشور عراق ایشان را به شهرها و خانه های خود برسانید!

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1391ساعت 4:10 توسط نداي رساي خرمشهر |

پنجشنبه راس ساعت 9:30 صبح مکان: آبادان - حسینیه ثارالله

از طرف بیت آیت الله جمی (ره) و ستاد بزرگداشت ایشان

همچنین فرودگاه بین المللی آبادان نیز در پاسداشت مقام این عزیز فقید به فرودگاه بین المللی آیت الله جمی تغییر نام پیدا کرد... یادشان گرامی راهشان پر رهرو

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1391ساعت 16:18 توسط نداي رساي خرمشهر |

سید محمد خاتمی طی نامه ای خطاب به مقام معظم رهبری:

در حالی که برخی سایتها از افشای بخشهایی از نامه محرمانه سید محمد خاتمی به رهبر انقلاب توسط وی خبر دادند، خبرنگار جهان به جزئیات بیشتری از این نامه دسترسی پیدا کرد که نشان می دهد این رسانه ها صرفاً بخشهایی از خبر را با نیاتی خاص منتشر کرده اند.

به گزارش جهان در خبری که سایتهای حامی موسوی آن را منتشر کرده اند، آمده است:

سید محمد خاتمی اخیراً دریكی از دیدارهای خود از نامه محرمانه وی به رهبر انقلاب خبر داده است.

خاتمی در این دیدار با اظهار این‌كه نامه مشروحی درباره حوادث پس از انتخابات به صورت محرمانه برای رهبر انقلاب ارسال كرده است، افزود: آیت‌الله خامنه‌ای پس از مطالعه این نامه اظهار داشته‌اند كه نامه خاتمی را دو بار خواندم، نامه نجیبانه نوشته شده بود؛ اما آقای خاتمی ناآگاهی دارد كه باید به وی اطلاعات صحیح داده شود.

خاتمی همچنین در این دیدار نسبت به هزینه كردن از رهبری برای حل مسایل و مشكلات جزئی ابراز نگرانی كرده است و تأكید نموده كه باید شأن رهبر انقلاب در مدیریت كلان و عالی كشور حفظ گردد.

اتمي در نامه‌‌اي که سه هفته پیش به محضر رهبرمعظم انقلاب ارسال نموده است؛ ضمن اعلام برائت از تندروی های موسوی و کروبی خواستار دیدار با رهبر معظم انقلاب شد.

به گزارش جهان، وی اخیراً در جمعي از نگارش نامه دومش هم به رهبر معظم انقلاب خبر داد.

وی در نامه اول خود آورده است:

"يك گروهي در برخي نهادها هستند كه نمي‌خواهند رابطه ما با شما خوب باشد و در صدد بر هم زدن اين رابطه هستند "و استنادهايي به سخنان برخي مسئولين مي‌نمايد.

وي در ادامه نامه خود می نویسد: ما به زندگي در زير پرچم ولايت قائليم و افتخار مي‌كنيم كه زير نظر ولايت فقيه زندگي مي‌كنيم.

وی در بخش دیگری از این نامه می نویسد:" مشكل ما با شما نيست بلكه با احمدي نژاد است . ما احمدي‌نژاد را قبول نداريم و معتقديم مديريت وي و طرز تفكر و مديريت ايشان غلط است و كشور را به سمت پرتگاه پيش مي‌برد؛ و شما هم به ما تكليف نكرده ايد كه با احمدي‌نژاد وارد اين قضايا نشويم. بالاخره در يك رقابت سياسي اين حرفها پيش مي‌آيد و تند‌روي‌هايي بروز مي‌كند كه از هر دو طرف است. من هم قبول دارم از طرف اصلاح‌طلبان تندروي‌هايي شده و مباحث بدي مطرح شده است. البته برخي چيزها سوء تفاهم است چون برخي واسطه‌ها اين مطالب را منتقل نموده‌اند."

خاتمي در بخش ديگري از نامه نوشته است:

"در برخي موارد دوستان ما حرمت شما را نگه نداشتند حرمت امام را نگه نداشتند و من واقعاً ناراحت هستم و به آنها تذكر دادم. من با آقاي كروبي بحث تندي داشتم به اقاي موسوي خيلي انتقادهاي تندي داشته‌ام. .... ما به قانون اساسي و ولايت فقيه اعتقاد داريم. مجمع روحانيون تمام حرفش اين است كه ما نمي‌خواهيم به نظام و رهبري نظام ضربه وارد شود. شماحساب آقاي موسوي را از ماجدا بدانيد.... من جلو تندروي هاي موسوي را گرفته ام و تاحدودي كنترلش كرده ام و گرنه از اين بدتر مي كرد. بارها به وی گفتم كه حداقل ادبياتت را طوري تنظيم كن كه با بيگانگان مشترك نباشد. كه اين اواخر پايبندي به قانون اساسي را مطرح كرد."

وي همچنین شرايط كشور را ازلحاظ اجتماعي، اقتصادي، بين‌المللي و هسته‌اي و فاصله‌ طبقاتي و فاصله‌ بين نخبگان و دولت را تشریح نموده و می افزاید: ما واقعا با شما مشكلي نداريم ولي عده‌اي سعي دارند اينطور تلقي كنند كه مشكل ما با شما است. شما خودتان بهتر مي‌دانيد كه نگاه من به شما چگونه است.

خاتمي در نامه احساسي و محترمانه خود به رهبر انقلاب آورده است :" در اين مدت خيلي به ما و به خانواده ما و بزرگان ما توهين شد ولي ما به خاطر نظام سكوت كرده‌ايم.ما خيلي دلمان پر است مي‌خواهيم بياييم و حرفهايمان را بزنيم و گلايه هامان را مطرح كنيم و اجازه بدهيد ما به ملاقات شما بياييم."

وي در پایان خواستار ملاقات با رهبر انقلاب شده است.

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1391ساعت 7:0 توسط نداي رساي خرمشهر |

عادل فرهانیان امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در خرمشهر اظهار داشت: در جریان مراسم استقبال از ضریح جدید امام‌ حسین (ع) در خرمشهر متأسفانه تعدادی از بسیجیانی که مسئولیت نظم مراسم را بر عهده داشتند، با مشکلاتی مواجه شدند.

وی افزود: یکی از بسیجیان خرمشهر در حین انجام وظیفه، توسط فردی مورد حمله قرار گرفت و با ضربه چاقو مضروب شد.

فرمانده ناحیه مقاومت بسیج خرمشهر ادامه داد: به محض وقوع این حادثه، فرد مضروب که از ناحیه کمر مورد ضربه چاقو قرار گرفته بود به بیمارستان منتقل شد.

وی گفت: با توجه به اقدامات انجام شده حال عمومی این بسیجی مناسب است.

فرهانیان تصریح کرد: همچنین ضارب این فرد بسیجی نیز بلافاصله پس از این حادثه مورد شناسایی قرار گرفت و دستگیر شد.

وی عنوان کرد: با استفاده از فیلم‌های موجود و همچنین شاهدان عینی حادثه، فرد ضارب شناسایی و پس از دستگیری تحویل مراجع قضایی شد تا به اتهام وی رسیدگی شود.

فرمانده ناحیه مقاومت بسیج خرمشهر خاطرنشان‌کرد: با توجه به اینکه در مراسم استقبال و بدرقه ضریح امام‌حسین (ع) جمعیت انبوهی حضور داشتند وقوع اتفاق این چنینی امری اجتناب ناپذیر است.

فرهانیان گفت: بسیجیان در راه حضرت اباعبدالله‌الحسین (ع) هر سختی و دردی را با جان دل می‌پذیرند و برای خود افتخار می‌دانند.


+ نوشته شده در شنبه دوم دی 1391ساعت 3:23 توسط نداي رساي خرمشهر |

به دلیل مشغله شدید کاری در زمینه علمی
آیت الله محمدی اصفهانی از امامت جمعه آبادان خداحافظی کرد

خبرگزاری فارس: امام جمعه آبادان لحظاتی پیش در خطبه‌های نماز جمعه از استعفای خود از این مسئولیت این نهاد در آبادان خبر داد.

خبرگزاری فارس: آیت الله محمدی اصفهانی از امامت جمعه آبادان خداحافظی کرد

به گزارش خبرگزاری فارس از آبادان، آیت الله عبدالله محمدی اصفهانی لحظاتی پیش در جمع نمازگزاران آبادانی اظهار کرد: نماز جمعه این هفته آخرین خطبه‌هایی است که اقامه خواهد کرد.

وی خاطرنشان کرد: در آستانه پایان دوره سه ساله امامت جمعه آبادان قرار دارم که بخاطر قرار داشتن در آستانه انتخابات، پیش از موعد ناگزیر به خداحافظی از این نهاد شدم.

امام جمعه آبادان علت خداحافظی از امامت جمعه آبادان را مشغله شدید کاری در زمینه علمی و انجام پژوهش‌های دینی و فقهی عنوان کرد و افزود: بدلیل اینکه در حال انجام پژوهش در زمینه تفسیر در عرفان قرآنی و پیگیری مسائل علمی ناگزیر به حضور در قم و تهران هستم.

+ نوشته شده در شنبه دوم دی 1391ساعت 3:18 توسط نداي رساي خرمشهر |

کد خبر: ۹۳۸۳۸
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۳۸۹ - ۱۶:۱۶
حتی اگر خرمشهری نباشید، دیدار از خرمشهر جداً کار دشواری است.

به گزارش «خبر آنلاین»، خرمشهر از معدود شهرهایی است که نامش به تقویم رسمی کشور راه یافته. روزهای سقوط و فتح خرمشهر به یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ این مملکت بدل شده‌اند که مقاومت جانانه و پیروزمندانه مردم در مقابل تهاجم خارجی را به یاد می‌آورند.


فاصله بسیار اندک خرمشهر تا مرز عراق موجب شد تا این شهر و مردمش به راحتی در تیررس دشمن قرار گیرند و بیشترین صدمات را از این حملات تحمل کنند.


این شهر پیش از اشغال، بندری پررونق‌ و آباد و شهری شاد و خرم به حساب می‌آمد.




اما حالا تفاوت چندانی با روزهایی که در اشغال بعثی‌ها بود، ندارد. در و دیوارهای سوراخ‌سوراخ و ساختمان‌های همچنان مخروبه اما نه متروکه، سیمای جنگزده شهر را به تمامی حفظ کرده‌اند. درکمال تعجب، در اکثریت قریب به اتفاق همین بناها مردم، سکونت دارند.




البته مسجد جامع، بازسازی شده و تنها بخشی از دیوار قدیمی آن به یادگار مانده است.






ساختمان مشهور «شش طبقه»اش که زمانی برو بیایی داشت، حالا حال و روز عجیب و غریبی دارد.



و کارون پرشورش هنوز نه تنها باید لاشه قایق‌ها و لنج‌های کوچک و بزرگ را در خود تحمل کند که زباله‌هاو فاضلاب شهری هم امانش را بریده‌اند.


واقعا خرمشهر باید بیست و دو سال پس از پایان جنگ، مشکل فاضلاب و آب شرب داشته باشد؟


در کنار رود کارون موزه‌ای هم تدارک دیده‌اند با همان در و دیوارهای سوراخ سوراخ و کلی اشیا و وسایل و پوتین‌ها و قمقمه‌های رزمندگان و عکس‌های دیدنی و تأثربرانگیز از خرمشهر قبل و بعد از جنگ و ادوات جنگی که هنوز هم بعضی ها کنارشان عکس یادگاری می گیرند.

 





اینجا را که می‌بینی، یعنی این‌که یادگارها و خرابی‌های جنگ باید در همین موزه جمع‌آوری و حفظ شوند و خارج از موزه، پس از محو خرابی‌ها، همه چیز از نو ساخته شود تا خون زندگی دوباره در رگ‌های شهر جریان یابد. کاری که در تمام نقاط جنگ دیده دنیا و حتی کشور خودمان انجام شده و می‌شود. این وظیفه بدیهی دولت‌هاست. ولی معلوم نیست چرا خرمشهر از این قاعده مستثنی شده. تو گویی قرار است تمام شهر با حفظ همه خرابی‌هایش موزه دائمی جنگ باشد.


همین محرومیت‌ها و کم‌توجهی‌ها باعث شد بسیاری از خرمشهری‌های اصیل به شهرهای دیگر ایران یا کشورهای دیگر جهان مهاجرت کنند. خرمشهر نه از «سازندگی» و «اصلاحات» خیری دید و نه از «مهرورزی» طرفی بست، همان ماند که بود.


آنها که در بازسازی کشورهای دیگر اعم از «دوست و همسایه» و «دوست و برادر» این همه شوق نشان می‌دهند، چرا و با چه توجیهی چشم روی خرمشهر و مشکلات بی‌شمارش می‌بندند؟


واقعا کدام وجدان بیدار و منصف، می‌پذیرد که ایران در بازسازی «عراق» مشارکت کند ولی حال و روز خرمشهرش اینگونه باشد؟


انصافتان را شکر! حال و احوال جوان خرمشهری که میراث‌دار جنگی است که بر پدرانش و شهر و دیارش تحمیل شده، باید این باشد که از فرط بیکاری و رخوت، گوشه خیابان چرت بزند؟


حالا واقعا حق مردم خرمشهر پس از تحمل آن همه دشواری و آوارگی، این است؟ حق مردم خرمشهر به کنار، حق در و دیوار خرمشهر هم این نیست.


شاید خرمشهر بیش از «ستاد دائمی بزرگداشت آزادسازی خرمشهر» به «ستاد دائمی بازسازی خرمشهر» نیاز داشته باشد.

دیدار از خرمشهر جداّ کار دشواری است، حتی اگر خرمشهری نباشید. اما این را بدانید که خرمشهر هنوز که هنوز است زیباترین و سرخ‌ترین غروب دنیا را دارد. بی‌تردید.


عکس‌ها: کیوان کثیریان

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1391ساعت 4:56 توسط نداي رساي خرمشهر |

سال ها از ارتحال این عالم متفکر و روشنفکر خرمشهری می گذرد و نبودشان در شهر احساس می شود! سال ها از فراغ این عالم ربانی می گذرد و مردم خرمشهر هنوز در هجرت این عالم عامل می سوزند و آه حسرت همچنان بر نهادشان پایدار است! علامه سید علی عدنانی رحمت الله علیه از روحانیون بلند مرتبه استان خوزستان  و از یادگارهای انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس محسوب می شوند! گرچه در حق این مرد آسمانی از سوی بعضی از عناصر و گروه های فشار وقت در خرمشهر بی مهری هایی صورت گرفت که هنوز هم آثار بعضی از این حرکات بصورت شعار بر روی حسینیه و بیت ایشان موجود است , امام مردم هیچگاه وی را تنها نگذاشتند و او نیز همواره بر وحدت مردم در این شهر تاکید می کردند! بخاطر دارم در یکی از سخنرانی هایشان عملا دست دوستی خود را به روی تمام اقلیتهای قومی در خرمشهر دراز کردند و خواستار وحدت قومی و مذهبی مردم شدند و مانند یک پدر دلسوز فرزندان خود را به آغوش کشیدند! شاید یکی از آرزوهای اینجانب تحقیقی میدانی در خصوص حیات فرهنگی و اجتماعی ایشان است که اگر واصل شود قطعا امیدوارم که بتوانم تصویری در شان ایشان را به دوستدارانشان معرفی نماییم! رمز موفقیت و محبوبیت او کسب رضایت عمومی و اعتماد عمومی مردم نسبت به ایشان بود! انفتاح و روشن بینی مرحوم علامه به شکلی بود که بصورت یک روحانی بلند پایه مذهبی توانسته بود رضایت اقشار مختلف شهر را به خود جلب نماید! شاید بی ثمر نبود اگر یک بنیاد تشکیل میشد و تمامی آثار و افکار و عقاید ایشان را بصورت کتاب و یا یک منبع اطلاع رسانی به سمع و نظر تمامی مردم دنیا میرساند! اکنون دیگر بیشتر از هر وقت به حضورشان در این شهر نیاز است... این مسئولیت خطیر هم اکنون بر گردن پسر بزرگشان است! مسئولیتی بسیار بسیار مهم!! این بار مسئولیت بسیار سنگین است و همتی بالا را می طلبد... اعتماد به نسل جوان در اینجا معنا پیدا میکند! فرزند جوان ایشان با همتی بلند و در ادامه ی نهج علمی ایشان حرکت میکند و مردم خرمشهر نیز با افتخار او را همراهی می کنند! از صمیم قلب برای ایشان و خانواده ی محترمشان که روزانه و شبانه برای این شهر و مردمش در حال کار و تلاش هستند آرزوی موفقیت مستمر دارم و امیدوارم امثال علامه سید علی عدنانی در خرمشهر دوباره پرورش پیدا کنند و راه تعالی ایشان نیز فراهم شود. می دانم که با ذکر نام ایشان در صف مرده پرستان جای خواهم گرفت ولی این برچسب را هم به جان می خرم و امید دارم که تفکر اصیل ایشان هنوز هم جریان دارد و هیچگاه فراموش نخواهد شد ...


برچسب‌ها: یادی از مرحوم علامه سید علی عدنانی, ره
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391ساعت 3:37 توسط نداي رساي خرمشهر |

http://www.avaweekly.ir/portal/?page_id=850

لینک دانلود

با تشکر از جناب آقای مهرداد معماری

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1391ساعت 1:5 توسط نداي رساي خرمشهر |

http://www.avaweekly.ir/portal/?page_id=799

لینک دانلود

با تشکر از جناب آقای مهرداد معماری

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1391ساعت 1:3 توسط نداي رساي خرمشهر |

انگار سر مظلومیت اهل بیت (ع) در همه جای دنیا ادامه دارد و این مورد درباره امام علی بن الحسین (ع) زین العابدین و سیدالساجدین کاملا صدق می کند!


تصویری که در بالای صفحه مشاهده می فرمایید نه یک خانه ی خرابه و نه یک خانه ی تصرفی و نه حتی چیزدیگر است! اینجا تصویر تنها قدمگاه امام سجاد در ایران است! اینجا سند مظلومیت اهل بیت (ع) در روستای نهر یوسف واقع در خرمشهر است! قصد صحبت بیش از اندازه ندارم و بیشتر میل به سکوت دارم! براستی چرا باید اینگونه باشد؟؟؟ شاید فاصله ی بزرگترین مراکز تاسیساتی و نفتی و اقتصادی کشور تا این بقعه ی مظلوم فقط چند کیلومتر است! کجایند علما و بزرگان خرمشهر که به داد این بقعه ی متبرک برسند؟؟؟ مگر ساخت و ترمیم این مکان چقدر هزینه بردار است؟ صدها حسینیه و مسجد در داخل شهرستان خرمشهر روزانه فعالیت میکنند و سالانه ساخته می شوند بدون آنکه حتی نوجهی به این مکان شود!! مخاطب من اصلا سازمان تبلیغات و یا اداره اوقاف و حتی شخص امام جمعه ی خرمشهر نیست بلکه اینان اصلا در فکر این مهم نبوده اند و نیستند و نخواهند بود!! مخاطب کلام حقیر فقط دلسوزان و دلسخوتگان اهل بیت است! علمای عامل است! مطمئنا ضریح امام حسین (ع) از کنار این بقعه که در جاده ی شلمچه قرار دارد عبور خواهد کرد و این ضریح چندین میلیاردی قطعا شرمنده ی این مخروبه ی مقدس خواهد شد!!! براستی که فرزند صاحب این ضریح نیز محترم و مقدس است ولی این ماهستیم که بیراهه رفته ایم....

انشاءالله سعی میکنم مطلبی کامل تر و با کمک نظرات شما در این باره منتشر نمایم!

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1391ساعت 17:38 توسط نداي رساي خرمشهر |

حدودا 6 ماه پیش بود که بنده با ارسال سوالی به صفحه ی شیخ عیسی خاقانی بر روی یکی از شبکه های اجتماعی خواستار جوابی از ایشان شدم که تا کنون بی جواب مانده است! البته حق هم باید تا حدودی به ایشان داد که حتما جوابی نداشته اند که بدهند!! ولی جالب دانستم تا این مطلب را به اشتراک بگذارم تا پرده ای دیگر از تاریخ مظلوم خرمشهر را نمایان کنیم! متن نامه و سوال من به ایشان به شرح ذیل است...

بسم الله الرحمن الرحیم

(واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا) صدق الله العلی العظیم

جناب آقای دکتر شیخ عیسی خاقانی سلام علیکم

ضمن عرض قبولی طاعات و عبادات حضرتعالی بعنوان یک جوان دانشجوی خرمشهری سؤالاتی فراوان از محضر جنابعالی دارم که امید آن دارم پاسخشان را از شما دریافت نمایم!

مرجعیت مسلم حضرت آیت الله العظمی شیخ محمد طاهر خاقانی بر هیچ یک از مردم مسلمان ایران پوشیده نیست! ولکن مسائلی در سال های آغازین انقلاب رخ داد که اذهان عمومی را به کلی تغییر داد!!

به راستی انگیزه ی جنبش خلق عرب خرمشهر که یکی از لیدرهای اصلی آن حضرتعالی بودید برای خرمشهر چه پیامدی داشت؟؟؟

آیا خداوند منان در کتابش به مذمت برتری عجم و یا عرب سخن نگفته است؟

آیا در شهری که همگان تحت سایه ی اسلام و انقلاب به آسودگی زندگی می کردند مساله ی جنبش خلق عرب اهمیتی بسزا داشته است؟

آیا شما می دانید پیامدهای اجنماعی و سیاسی این جنبش سراسر بی هدف به تمامی مردم خرمشهر آسیب رسانده است وقشربندی اجتماعی را در این شهرستان دچار تبعیض و اشکال کرده است!!؟؟

هزاران پیامد ناگوار که شاید در اینجا مجالی برای عنوانش نباشد در این شهر پایه ریزی شده است!!؟؟ ومقصر آن چه کسی است؟؟؟

آیا نخبگان و خواص مذهبی و فرهنگی خرمشهر نباید جلوی آتش این فتنه طائفی را می گرفتند؟؟

آیا باید مساله آنقدر پیش می رفت تا وضعیت شهرمان بجایی برسد که الان است!!؟؟ منظورم فقط مسائل اقتصادی و رفاه مردم نیست!!؟؟

بلکه حفره ای که از لحاظ طائفی در این شهر بوجود آمد تا کنون از بین نرفته و دیگر بعنوان یک ایدئولوژی جایگزین شده است!!

چه جوانانی که جانشان را از دست ندادند و چه افرادی که طرد اجتماعی وسیاسی نشدندو چه افرادی که از کشورشان نگریختند...!!؟؟؟

توده های مردم همواره چشمانشان به دهان بزرگانشان و رهبران و نخبگانشان است!!

و در انتها از حضرتعالی تقاضا دارم که تئوری جنبش خلق عرب (که مفهومی کاملا گنگ برای ملت شریف ایران و خوزستان جدایی ناپذیر از ایران است) را توضیح بفرمایید!

وسلام علی من اتبع الهدی

باتشکر وسپاس فراوان

احمدرضا سعیدزاده 28 ژوئن 2012 میلادی


وپاسخ صفحه ی ایشان نیم ساعت بعد از ارسال سوال:

العلامة الدكتور الشيخ عيسى بن عبدالحميد الخاقاني

برادر گرامی جناب احمد رضا سعید زاده پیام شما در اولین فرصت به حضرت آقا منتقل و پاسخ به خدمتتان مرجوع میشود.
با تشکر، مدیریت.




قضاوت با شما ...!؟

+ نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 4:0 توسط نداي رساي خرمشهر |


مقدمه

مفهوم هويت و به ويژه هويت ملي از جمله مفاهيم اساسي است كه در عصر جديد بوجود آمده است. احياي آن از سوي بعضي از متفكران جهان سوم به منظور ايجاد يك نوع وفاق و همبستگي اجتماعي براي مقاومت در مقابل يك سري از حوادث پيش آمده اجرا مي‌شود. در واقع، واژه هويت به معناي مشابه سازي و يكساني به كار مي‌رود (جنگينز، ص 5) بدين معناي كه فرد مجموعه خصايص و خصوصيات رفتاري خود را از روي آن، به عنوان يك گروه اجتماعي مي‌شناسند. هويت ملي و قومي نوعي از هويت جمعي است كه در آن احساس همبستگي با اجتماع بزرگ ملي و قومي و نيز آگاهي از آن نوعي احساس تعلق و فداكاري در راه آن است.(اشرف، ص 8)

با اين حال مي‌توان گفت هويت موجب پيوستگي، همراهي و چسبندگي اعضاي يك جامعه است . به عنوان مثال منافع مشترك و سرنوشت مشترك يكي از مهم‌ترين وجوه هويت مي‌باشند.

البته، نبايد از اين نكته غافل شد كه مفهوم هويت يكي از مهمترين مباحث مربوط به علوم اجتماعي مي‌باشد كه داراي پيچيده‌ترين مفاهيم در اين علم است، كه در اين رابطه در مقايسه با ديگر مفاهيم علوم اجتماعي آثار كمتري درباره آن وجود دارد.

هويت ملي: تعريف و ابعاد آن

از هويت ملي نيز چون ساير مفاهيم در علوم انساني تعاريف مختلفي ارائه شده است كه همگي داراي جوهره مشتركي است كه برگرفته از ابعاد و عناصر اصلي هويت ملي است.

هويت ملي فرايند پاسخگويي آگاهانه يك ملت به پرسش‌هاي پيرامون خود، گذشته، كيفيت، زمان، تعلق خاستگاه اصلي و دايمي، حوزه تمدني، جايگاه سياسي، اقتصادي، فرهنگي و ارزش‌هاي مهم از هويت تاريخي خود است.

از نظر جامعه‌شناختي هويت ملي داراي ابعاد اجتماعي و تاريخي، جغرافيايي، سياسي ، ديني ، فرهنگي و ادبي است.

بعد اجتماعي هويت ملي، ناظر به احساس تعلق خاطر مشترك و تعهد افراد به اجتماع ملي است. بعد تاريخي، بر خاطرات، رخدادها، شخصيت‌ها و فراز و نشيب‌هاي تاريخي و بعد جغرافيايي، به قلمرو يك سرزمين مشخص نظر دارد. بعد سياسي هويت ملي ، تعلق به يك نظام واحد سياسي و ارزش‌هاي مشروعيت‌بخش به يك دولت ملي است و بعد ديني هويت مقايسه مذهبي مشترك و وفاداري و اعتقاد به آيين‌هاي آن است.

ابعاد فرهنگي و ادبي نيز ناظر بر سنت‌ها، اسطوره‌ها، فولكورها، هنر، معماري ، زبان و ادبيات ملي است.

علاقه و دلبستگي به عناصر هويت ملي، في الجمله در كلام و رفتار مردم متعلق به آن هويت، تجلي محسوس دارد. چنانكه كمتر فردي از يك جامعه را مي‌توان سراغ گرفت كه داراي تعلق خاطر عاطفي به سرزمين، آداب و رسوم، فرهنگ و زبان مادري نباشد. بخش محلي از اين تعلق خاطر به فرايند نهادينه سازي اين عناصر در شخصيت فرد در دوران كودكي باز مي‌گردد. سرزمين و جغرافياي طبيعي؛ يعني محيطي كه فرد در آن چشم باز مي‌كند و خاطراتش در آن شكل مي‌گيرد، از نخستين عناصر هويت است كه در ذهن افراد جاي مي‌گيرد و در بزرگ سالي نيز توام با خاطرات عهد كودكي همواره با آدمي همراه است.

همچنين پيوند با يك نظام سياسي و احساس وفاداري به آن در قالب يك دولت ملي، بخش‌هايي از هويت ملي هستند كه گرچه اكتسابي هستند، اما احساس وفاداري و تعلق عاطفي و عميق را ايجاد ميكند كه فرد ناخودآگاه نسبت به آن‌ها يك رابطه صميمانه برقرار مي‌كند و خود را در پيوند و تعلق به آن و جدا از ساير هويت‌هاي متفاوت تقسيم‌بندي مي‌كند ميدان بروز اين تعلق خاطر ، اغلب جايي است كه عنصر معارضي با اين گرايش‌هاي دروني شده، ظهور مي‌كند. به عنوان مثال، هنگامي كه سرزمين،‌تاريخ و ارزش‌هاي ديني و فرهنگي كشور در تصرف قرار مي‌گيرد، تعلق‌خاطر انسان به اين عناصر او را به صف‌بندي و تعيين جايگاه خود در معارضه مي‌كشاند و نوعاً در رديف حاميان عناصر هويت ملي قرار مي‌دهد. بدين‌سان عرصه ظهور و بروز تعلق خاطر به ابعاد هويت ملي زماني است كه احساس مي‌شود اين عناصر مورد قضاوت ناعادلانه ، تعرض يا بي‌مهري قرار گرفته‌اند. در چنين مواقعي فرد ميل به احساس جانبداري از عناصر هويتي خود را در قالب رفتار، كلام يا جهت‌گيري خاص نشان مي‌دهد. (گودرزي، ص112-114)

در اين مقاله كوشيده‌ايم بانگاهي ژرف‌تر بر يكي از بزرگترين و مهم‌ترين عمليات‌هاي دوران دفاع مقدس، تعلق‌خاطر رزمندگان اسلام را با عناصر هويت ملي ارائه نماييم.

در واقع اين مقاله را بر مبناي تحليل تعلق خاطر رزمندگان اسلام در عمليات آزادسازي خرمشهر، به عناصر و شاخص‌هاي هويت ملي قرار مي‌دهيم. با اين تذكر كه عمليات آزادسازي خرمشهر به عنوان فتح و نصر عظيم است، فراخور اين مقاله فقط هويت اجتماعي و فرهنگي عمليات مورد بررسي قرار گرفته است.

مروري بر فتح خرمشهر:

سوم خرداد، سالگرد روزي است كه اتحاد و همبستگي ملتي به پاخاسته ثمر بخشيد و رزمندگاني بسيج شده از شهرهاي اسلامي ايران توانستند با رزمي بي‌امان يكي از مهمترين شهرهاي ايران را پس از 578 روز از چنگ دژخيمان بعثي بيرون برانند. شهري كه در ابتداي جنگ حماسه آفريد و مردم آن كه در اثر خيانتها و نامردمي‌هاي بني‌صدر و يارانش بي‌دفاع مانده بودند با چنگ و دندان و در شرايطي كه جز چند اسلحه سبك و كوكتل مولوتفهاي دست‌ساز و ياري خداوند چيزي در اختيار نداشته، بيش از يك ماه در مقابل ارتش تا بن دندان مسلح مقابله كردند و حماسه آفريدند.

پس از مرحله سوم عمليات بيت المقدس، فرصت لازم در اختيار يگان‌ها قرار گرفت. و در اين ميان، قرارگاه فجر نيز با سه تيپ پياده وارد منطقه عملياتي شد. سپس طي جلسات متعددي با حضور فرماندهان ارشد عالي رتبه نظامي جهت انجام مرحله چهارم، عمليات بيت المقدس طراحي شد.

اين در حالي است كه همگان مي‌پندارند ايرانيان فتح خرمشهر را به بعد موكول كرده و براي اثبات ادعاهاي خود توقف عمليات را در محور شلمچه- خرمشهر گوشزد مي‌كنند.

با اين حال، مرحله چهارم عملياتي طراحي مي‌شود و نقاط ضعف و صدمه ديده نيروهاي اسلام ترميم مي‌شود. محورها و راههاي مختلف شناسايي مي‌شود و نيروها با آمادگي و سازماندهي بهتر تلاش مي‌كنند تا خرمشهر را از چنگال دشمن خارج كنند.

در جبهه مقابل نيروهاي عراق، براي درهم ريختن سازماندهي ايرانيان، همچنان به انجام پاتك و گلوله باران مواضع ايران پرداخته و با حملات گسترده هوايي تلاش كردند تا نيروهاي ايران را از هجوم به خرمشهر منصرف كنند. قسمت اعظم لشكرهاي عراق در منطقه جنوب در محور جديد جمع شده و خود را آماده نبردي عظيم مي‌نمايند.

عمليات در اين مرحله در روز 1 خرداد ماه سال 1361 طرح ريزي مي‌شود و يگان‌هايي از قرارگاههاي فجر، فتح و نصر كه بايستي در عمليات شركت نمايند. به تكميل، تغيير ، گسترش و شناسايي و ساير اقدامات لازم براي كسب آمادگي مشغول مي‌شوند.

سرانجام در اين مرحله، عمليات از ساعت 22 و 30 دقيقه و در تاريخ 1 خرداد 1361 آغاز مي‌شود.

قرارگاه نصر در امتداد مرز پيشروي كرد و موفق شد جاده شلمچه را مسدود كند. قرار گاه فجر نيز توانست ضمن تامين پل نو، نيروهايش را به اروندرود برساند. اما قرارگاه فتح به دليل حساسيت و هوشياري دشمن نتوانست به اهداف مورد نظر دست يابد و با روشن شدن آسمان در منطقه پليس راه جاده خرمشهر- اهداف متوقف شد.

در برابر تك سريع و غافلگيرانه رزمندگان پرتوان اسلام، نيروهاي عراقي دچار وحشت و سرگرداني شديد شدند و نتوانستند عكس‌العمل مناسبي نشان دهند و ارتباط يگان‌هاي دشمن با يكديگر قطع گرديد. به اين ترتيب، محاصره خرمشهر كامل شد. اما نيروهاي دشمن همچنان در داخل شهر مقاومت مي‌كردند. دشمن براي خارج كردن نيروهايش از محاصره در محدود پل نو و نهر عرايض، از سمت غرب (شلمچه) و شرق (خرمشهر) چندين بار پاتك كرد؛ ليكن با مقاومت يگان‌هاي ايراني مستقر در منطقه مزبور اين پاتك‌ها به شكست انجاميد. سپس دشمن نيروهاي خود را از شمال شرقي خرمشهر به دورن شهر آورد تا توان خود را براي حفظ اشغال خرمشهر تقويت كند.

صبح روز 3 خرداد 1361 حلقه محاصره خرمشهر تنگ‌تر شد و انبوه نيروهاي دشمن كه 2 روز محاصره در هوايي گرم طاقت‌شان را به سرآورده بود، مقاومت را بي‌تاثير دانستند و با خروج از مواضع خود در تمام شهر در چند ستون طولاني و در كنار هم به سوي پليس راه آمدند و در حالي كه تكبير مي‌گفتند و شعار الموت لصدام و دخيل خميني سرمي‌دادند خود را تسليم كردند.

سرانجام خرمشهر قهرمان طي 25 روز نبرد سنگين در سوم خردادماه زماني كه عقربه‌هاي ساعت روي 13 و 50 دقيقه بود پس از 578 روز، آزاد شد. در ساعت 16 و 30 دقيقه بعدازظهر راديوي جمهوري اسلامي ايران اين خبر را اعلام مي‌كند: شنوندگان عزيز توجه فرماييد: خرمشهر شهر خون آزاد شد الله اكبر، الله اكبر (سميعي ، ص 111-117 خرمشهر در جنگ، ص 86-87، بختياري و معين وزيري ، ص 153-156)

تاثيرات فرهنگي و اجتماعي فتح خرمشهر در هويت ملي:

آزادسازي خرمشهر در هشت سال دفاع مقدس در سالهاي اول جنگ تحميلي به فراخور اهميت آن در فرهنگ و جامعه ايراني آثار قابل توجهي برجاي گذاشته است. اگرچه شايد مطالعه آثار و فتح خرمشهر در عمليات بيت المقدس برجامعه و فرهنگ زود باشد ولي نمودهاي آن را در فرهنگ  مي‌توان از هم اكنون مورد بررسي قرار داد.

الف) تاثير فرهنگي:

با هجوم سراسري ارتش بعث عراق به جمهوري اسلامي ايران و آغاز يك جنگ تمام عيار، و پيروزي در عمليات بيت‌المقدس براي فتح خرمشهر تقريباً همه چيز دستخوش تغيير شد. رزمنده‌اي كه در اين عمليات جنگيده (نه جنگ خوانده) با رزمنده‌اي كه تجربه اين فتح بزرگ را ندارد متفاوت است و رزمنده شركت‌كننده در فتح خرمشهر آگاه‌تر و پخته‌تر از رزمنده‌اي است كه در اين فتح شركت نداشته است.

اين عمليات در بحبوحه تنگناهاي اعتقادي و رواني، درس مقاومت و از خودگذشتگي و تحمل مصائب را به افراد جامعه آموخت و بسياري از افراد جامعه را انسانهايي مقاوم، ايثارگر، خستگي ناپذير، فداكار، كم توقع و سختكوش ساخته است. (ويژگي‌هايي كه در قالب خرده فرهنگ ايثار و شهادت آمده است.) و هم چنين باعث افزايش انسجام ملي و فرهنگي و كاهش قوم مداري و تضادهاي مذهبي شده و هم افراد يك جامعه را در يك صف واحد قرار داده است.

ب) تاثير بر فرهنگ غيرمادي با معنوي:

اين فرهنگ مشتمل بر موضوعاتي است كه جنبه كيفي دارد. آثار ادبي ، هنري، فكري، آداب و رسوم، سنت‌ها ، اخلاقيات و ... به طور كلي سرمايه معنوي يك جامعه جزء فرهنگ معنوي جامعه به شمار مي‌روند. (وثوقي و نيك خلق، ص 126-127)

1-   افزايش انسجام ملي و فرهنگي جامعه: (افزايش گرايشهاي ملي و كاهش تضادهاي مذهبي و قومي)

آزادسازي خرمشهر يك واقعه كم نظير در تاريخ دفاع مقدس به شمار مي‌رود كه در داخل خاك ايران انجام شد و با نبردها و عمليات‌هاي ديگر به دليل وسعت منطقه نبرد و هم به دليل اشتياق مردم جهت آزادسازي خرمشهر در جبهه‌هاي نبرد متفاوت بود. اين عمليات در تاريخ هشت‌ساله جنگ تحميلي كم نظير است. زيرا در اين عمليات خصوصاً پس از آزادسازي خرمشهر تمام كشورهاي حامي عراق احساس خطر كردند و مجبور به ارائه پيشنهادهايي براي برقراري صلح شدند و نيز زمينه ورود ايران به خاك عراق مهيا شده بود. در روزهاي اول جنگ و به واسطه اغتشاش‌ها در كردستان، ديگر شهرهاي ايران و نيز فقر عمومي ، نگرشي عامي در كشور بوجود آمده بود و از روح مشاركت اجتماعي بي‌بهره‌اند. ولي مشاركت همه جانبه مردم در بيرون راندن دشمن از خاك ميهن اسلامي خصوصاً در عمليات بيت المقدس از تمام اقوام و اديان تعاون و همكاري در كارها، حفظ وحدت ملي در رويارويي با ستيزه‌ها و تعارض‌ها، انتقال خود به خودي تجربه‌ها، ميهن پرستي، كمك‌هاي جاني و مالي در بيرون راندن دشمن از كشور، همه حكايت از انسجام ملي و رواني و فرهنگي تمام ايرانيان صرف‌نظر از هر دين و قومي داشته و عملكرد مردم ايران در آزادسازي خرمشهر، نمايش تلاش يك ملت منسجم و داراي مشتركات فرهنگي زياد است كه در اين فرهنگ جنبه‌هاي عام آن، جنبه‌هاي خاص را تحت شعاع قرار داده است. بنابراين به تركيب فرهنگ مردم ايران كه داراي ريشه هاي ملي و اسلامي بود، امروزه بعد سومي اضافه شده و آن تاثيرات فرهنگي ناشي از آزادسازي خرمشهر است كه به علت طولاني بودن عمليات، اين تاثيرات پايدار خواهد ماند.

2-   شكل‌گيري خرده فرهنگ:

گروههاي اجتماعي مانند: طايفه، تيره و .. و گروههاي مكاني و محلي، مانند مردم يك ناحيه يا ده ، گروههاي شغلي،‌خويشاوندي، اقليت هاي مذهبي و بالاخره قشرهاي مختلف اجتماعي يك جامعه، هركدام فرهنگ كوچك ويژه‌اي دارند كه در درون چهارچوب گروه اجتماعي خاص‌شان مطرح است و به طور كلي طبيعت و شكل اختصاصي و بومي و محلي دارد. اين فرهنگ كه در عين حال با فرهنگ كل جامعه هماهنگي دارد و از آن پيروي مي‌كند، خرده فرهنگ يا پاره فرهنگ نام دارد (وثوقي  و نيك خلق، ص 138)

در اجتماعاتي مانند جبهه كه افراد به صورت گروههايي به طور جدا از هم كه از نقاط مختلف كشور در مجاورت يكديگر زندگي مي‌كنند و نيز در آنجا هر يك در نقاط و محورهاي جدا از هم مستقر مي‌شوند، هرچند با گذشت زمان تحت تاثير فرهنگ كلي جامعه و برآيند كنش‌هاي متقابل و مبادله فرهنگي آن‌ها قرار گرفته‌اند ولي در عين حال خرده فرهنگ ويژه‌اي نيز دارند. البته آزادسازي خرمشهر هم به نوبه خود داراي خرده فرهنگهايي بود كه در زير ابتدا به زمينه شكل‌گيري خرده فرهنگ تا قبل از عمليات بيت المقدس مي‌پردازيم.

قبل از شروع عمليات بيت المقدس / آزادسازي خرمشهر در خرداد 1361 عده‌اي از رزمندگان ماهها و حتي سالها وقت خود را در محيطي متفاوت با محيطهاي عادي سپري كرده و با افراد مختلف از اقوام، قبايل ، گروههاي زباني، اقليتهاي مذهبي، خرده فرهنگ‌ها و گروههاي ويژه صنفي و طبقاتي در تماس و مراوده بوده‌اند. هم چنين تحت تاثير تبليغات و ارشادت خاصي قرار گرفته و در شرايط ويژه خاصي از نظر محيطي و تكنيكي قرار داشته و مجبور به استفاده از پوشش خاص بوده‌اند. حوادث مختلف و هيجان‌انگيز ديده و بعضاً در شرايط سخت و طاقت فرسا زندگي كرده‌اند. اين محيط و اين شرايط به مرور زمان، رفتارهاي خاصي را موجب شده و در طول زمان اين رفتارها عموميت پيدا كرده و در نتيجه يك خرده فرهنگ جديد و متفاوت با خرده فرهنگ‌هاي ديگر در انطباق با محيط و شرايط جديد تكنيكي و زيستي شكل گرفته است. اين خرده فرهنگ در جبهه پديده فرهنگي خاصي است كه زاييده ماهها و سالهاي قبل از آزادسازي خرمشهر است. رزمندگاني كه هركدام حداقل 45 روز و حداكثر 21 ماه در جبهه‌ها و در يك شرايط زيست محيطي و تكنيكي متفاوت با محيط‌هاي ديگر بسر مي‌برده‌اند.

عوامل مهم در شكل‌گيري خرده فرهنگ جبهه (خصوصاً جبهه جنوبي)

1-   محيط خاص اهواز از نظر زيستي و تكنيك جنگي

2-   محيط خاص اهواز از نظر زبان (عربي)، لهجه (لري) و خرده فرهنگ كه محل تلاقي نيروها محسوب مي‌شد.

3-   محيط خاص منطقه از نظر برپايي و اهميت دادن به مناسك و شعارهاي ديني و مذهبي

4-   محيط خاص منطقه از نظر رجز خواني

5-   محيط خاص منطقه از نظر وجود قشرهاي گوناگون

6-   محيط خاص منطقه از نظر وجود نيروهاي شهري، روستايي و عشايري و ...

7-   محيط خاص منطقه از نيروهاي بومي/ محلي يا غيربومي

8-   و....

بنابراين خرده فرهنگ رزمنده از نظر مكاني متعلق به جبهه جنوب و شرايط خاص آنجا است.

از ويژگيهاي عمده اين خرده فرهنگ، متاثر بودن از آرمان هاي اسلامي و ايدئولوژي مذهبي- خصوصاً شيعه- است. به اين معني كه باورها، اعتقادات، ارزشها، هنجارها، رسوم اخلاقي، آداب و عادات آن پيوستگي فوق العاده با دين دارد و مناسك و شعائر ديني در حد وسيعي برپا داشته مي شود.

1-   ويژگي هاي ظاهري

الف) رفتار ظاهري: نسبت به يكديگر كاملاً‌خونسرد ومهربان هستند.

ب) پوشش ظاهري: لباس بسيار ساده مي‌پوشند. معمولاً چفيه برگردن دارند و داراي پيشاني‌بند مي‌باشند.

ج) خستگي‌ناپذير بودن: در محيط سخت و طاقت‌فرساي جبهه كار را در راه رضاي خدا انجام مي‌دادند و اصلاً‌خستگي احساس نمي‌كردند.

د)تعاون و همكاري: ويژگي «تعاون و همكاري» به جاي «رقابت و سبقت جويي» «جنگ موجب تجمع اعضاي گروه و افزايش روح همبستگي و تجديد شدن پيوستگي و اتفاق نظرات و از بين رفتن اختلافات مي‌شود» (برتول، ص 76) در جنگ به اين علت كه حائلي بين دوست و دشمن نيست تكثر و تنوع وجود ندارد و لذا در رقابت و ستيزه‌جويي جاي خود را به تعاون و همكاري مي‌دهد.

ويژگي «ايثارگري و تعاون»: عمليات آزادسازي خرمشهر، گستره‌اي از عاليترين صحنه‌هاي باشكوه از خودگذشتگي و ايثار، فراروي رزمندگان بود. آنان در خطرپذيري از ديگران سبقت مي‌گرفتند و در سختي‌ها و تنگناهاي نبرد بر ديگران پيشي مي‌گرفتند. يكي از فداكاري‌ها و خود گذشتگي‌هاي رزمندگان را ميتوان رفتن بر روي مين دانست. رزمندگان ايثارگر در شرايط حساس عمليات براي اينكه جان تعدادي از همرزمانش به خطر نيفتد، جان خود را با رفتن روي مين فدا مي‌كرد و بقيه از روي جسد بي‌جان او عبور مي‌كردند.

البته در اين زمينه (خرده فرهنگ) موارد گوناگوني نيز قابل مشاهده است كه ما فقط به ذكر آن‌ها بسنده مي‌كنيم:

ترجيح معنويات برماديات در رفتار، اخلاق، اخلاص، استخاره، رفتار فرودستان با فرادستان و نيز گفتار و رفتار

-        تاثير عمليات بيت المقدس بر فرهنگ گفتاري و نوشتاري:

الف) فرهنگ گفتاري:

اين عمليات در ابتدا تحت عنوان عمليات بيت‌المقدس با هدف آزادسازي مناطق اشغالي در جبهه جنوبي از خاك ايران انجام شد و پس از بدست آمدن موفقيتهاي زياد تحت عنوان فتح خرمشهر يا آزادسازي خرمشهر يا آزادسازي خونين شهر نامگذاري شد و اين واژه‌ها در اشاعه زبان‌ها و لهجه‌هاي مختلف در ساير نقاط ايران مانند عربي، كردي و ... اهميت يافت.

ب) فرهنگ نوشتاري:

- نام‌گذاري مناسبت و ايام عمومي به مناسب آزاد سازي خرمشهر، هر ساله در 3 خردادماه.

- تاثير بر فرهنگ رفتاري:

با آزادسازي خرمشهر كه امروزه به عنوان يكي از مناطق مورد بازديد مردم از حماسه دفاع مقدس تحت عنوان راهيان نور انجام مي‌شود بدون اينكه اجباري براي زنان در كار باشد در اين مناطق چادر سر مي‌كنند و نيز مردان در اين منطقه چفيه برگردن دارند.

1-   بحث‌هاي خانوادگي عمليات بيت المقدس:

پس از آزادسازي خرمشهر و در حين عمليات، گزارش‌هايي از رسانه‌هاي جمعي پخش مي‌شد. در زمان شب‌نشيني‌ها، ديد و بازديدها و هركجا كه جمعي بود و صحبت از چگونگي و يا پيروزي و يا نتايج عمليات مي‌شود و يا اينكه از نحوه برگزاري عمليات سوالهايي پيرامون نحوه و سرنوشت عمليات مطرح بود.

و يا در موقع اعلام حمله و پخش مارش نظامي، مردم و بخصوص مادران حالت دوگانه‌اي داشتند. از يك طرف خوشحال كه شايد جنگ به نتيجه‌اي برسد و از طرف ديگر ناراحت از اين كه حمله همراه با تلفات است و شايد در همين لحظه جنازه يكي از  بستگانش روي زمين افتاده باشد.

2-   بي‌سرپرستي خانواده‌ها:

يكي از پيامدهاي اين فتح بزرگ پديده«زنان و فرزندان بي سرپرست» است. البته در فرهنگ ما مكانيزم‌هايي وجود دارد كه اين خلاء را پر مي‌كند. پدربزرگ، عمو، دايي، گاهي نقش عاطفي پدر را به عهده گرفته و در مواردي هم عمو (برادرشوهر) با زن برادر شهيد خود ازدواج كرده و سرپرستي فرزندان برادرش را به عهده گرفته‌اند. اين فتح بزرگ از اين قاعده مستثني نبود.

ب) تاثير آزادسازي خرمشهر بر فرهنگ مادي:

فرهنگ مادي آن بخش از عناصر فرهنگي را دربرمي‌گيرد كه قابل لمس و اندازه‌گيري و ارزيابي و مقايسه است. و نيز به اشياء مادي، ابزار كار، عكاسي، موسيقي، آموزشي وسايل و غيره كه در زندگي روزمره كاربرد دارد، اطلاق مي‌شود. به طور كلي آنچه از فرهنگ كه جنبه كمي دارد جزء فرهنگ مادي به شمار مي‌رود. (وثوقي‌و نيك خلق، ص 126) تاثيرپذيري اين فرهنگ مادي از آزادسازي خرمشهر شامل موارد زير است:

-        هماهنگي بين نيروهاي مسلح شركت كننده در عمليات.

-        نام گذاري ميادين و خيابان‌هاي كوچه و اماكن عمومي به نام شهداي جنگ در شهر خرمشهر.

-        ساخت ابنيه به نماد مقاومت.

-        مزين شدن شهر و خيابان ها از رنگ و بو و حال و هواي شهادت و شهداي جنگ.

-        احداث پناهگاه.

-        گسترش مهد كودك و مدارس.

-        تغيير مورفولوژي به طوري كه پس از بازسازي شكل جديدي به خود گرفت.

-        تاثير در تقويم رسمي ( روز 3 خرداد)

-        تقويت و تحكيم موقعيت نيروهاي سپاه پاسداران، ارتش و بسيج به طور مستمر و به صورت آمادگي كامل در هر زمان و هر شرايط.

ب) تاثير اجتماعي:

آزادسازي خرمشهر به عنوان يك پديده اجتماعي قابل طرح است. چرا كه:

1-   در خارج از وجود انسان است و هيچ انساني از زمان تولد با كسي در حال درگيري نيست كه او را از منطقه اي خارج كند و آن را بدست بياورد.

2-   آثار و تبعات آن صرف نظر از مفيد بودن براي يك كشور (ايران) و يا غيرمفيد بودن براي كشوري ديگر (عراق)، دامنگير گروه‌هاي زيادي از انسانها و دولت ديگر شده و به طور مستقيم و غيرمستقيم بر آن‌ها تاثير مي‌گذارد. معمولاً انسانهاي درگير در اين عمليات به صورت فردي تاثير زيادي در كنترل و يا تغيير آن ندارند و آثار متعدد و نتايج آن بر انسانها تحميل مي‌شود.

3-   به عنوان يك پديده اجتماعي، عمومي بودن آن قابل طرح است يعني مربوط به يك شخص و يا گروه خاصي نمي‌شود و مربوط به عموم مردم مي‌شود.

1-   از بين رفتن ضمانت اجرايي قوانين و تبعات آن:

گاستول بوتول معتقد است «جنگ برترين و عالي‌ترين جنبش‌هاست و يكي از ويژگي‌هاي اين جنبش‌ها «هنجارشكني و از بين رفتن تابوها است» (برتول، ص 76)

با آغاز حمله و اعلام رمز عمليات كشور از حال عادي به حالت فوق‌العاده درآمد و قوانين عادي ضمانت اجرايي خود را از دست دادند.

2-   تحرك اقتصادي و اجتماعي:

شركت كنندگان در اين حمله، يك دگرگوني در نحوه قشربندي عناصر اجتماعي و تحول در جابجايي طبقات اجتماعي بدست آوردند. اما بيشتر موجب تحرك دو گروه شد.

الف) افرادي كه در عمليات آزادسازي شركت داشتند

مردان شركت‌كننده در عمليات بيت المقدس /آزادسازي خرمشهر با شركت در جنگ امتيازاتي از قبيل ارزش و مقام اجتماعي بدست آوردند.

فرماندهان ارشد شركت‌كننده در اين عمليات بيشترين افتخار و امتياز براي كسب مدارج نظامي را كسب كردند تا جايي كه عده‌اي از آن‌ها به دريافت مدال فتح نايل آمدند.

نتيجه گيري:

چنانكه در صفحات قبل اين پژوهش گفته شد؛ هويت، ناظر به عناصر اوليه و اساسي تشابه و تمايز ميان ما و ديگران بوده و در ذات خود اين تمايز و تشابه را دارد. از اين رو مشتمل بر بنياني‌ترين قلمروهاي تعلق خاطر فردي و جمعي در ابعاد مختلف فرهنگي و اجتماعي و .. است. به طور كلي ميزان گرايش به هر يك از اين عناصر مجموعه‌اي را تشكيل مي دهد كه نسبت دلبستگي به شاخص هويتي را مي‌رساند.

در اين مقايسه تلاش شد كه از طريق فرهنگ جبهه و عوامل معنوي و فرهنگي دفاع مقدس، عمليات آزادسازي خرمشهر، تاثيرات فرهنگي و اجتماعي تحليل شود. عمليات آزادسازي خرمشهر به عنوان يكي از مهم‌ترين عمليات‌هاي آزادسازي درون مرزي بود كه دشمن متجاوز را تا مرزهاي بين المللي به عقب مي‌كشاند و استراتژي جنگي ايران با عنوان تنبيه متجاوز آغاز  مي‌شد  و شهر مهم بصره در تيررس نيروهاي خودي قرار گرفت. از لحاظ فرهنگي و در بحبوحه فشارهاي اقتصادي و رواني درس ازخودگذشتگي و مقاومت به انسانهاي جامعه آموخته و از سويي ديگر بسياري از انسانهاي جامعه را مقاوم و ايثارگر و فداكار و كم‌توقع و سختكوش ساخت.

در بعد اجتماعي نيز، اين امر (يادآوري آزادسازي خرمشهر) موجب رضايت‌خاطر و تشويق ايثارگران شده و اين تشويق به نوبه خود باعث مي‌شود كه بتوان روي فداكاري آن‌ها در آينده حساب كرد. از طرف ديگر اين امر موجب مي‌شود كه نسل جديد از قهرمانان و مدافعان جنگ الگو گرفته و جامعه به اين وسيله براي آينده خود مدافع، تربيت مي‌كند. همچنين اين امر موجب آشكار شدن فداكاري، ابهت و صلاحيت يك ملت در نزد ملل ديگر شده و خود موجب بازدارندگي و كاستن از تهاجم پذيري جامعه مي‌گردد.

منابع:

1-   اشرف، احمد (1375) ؛ هويت ايراني، گفت و گو، ش 3

2-   (1380)؛ اطلس راهنما-2 ،خرمشهر در جنگ، انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي.

3-   بختياري، مسعود و نصرت الله معين وزيري (1373)؛ ارتش جمهوري اسلامي ايران در هشت سال دفاع مقدس ، ج 4، (نبرد بيت المقدس- آزادسازي خرمشهر)، نشر سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران، معاونت تبليغات و روابط عمومي

4-   بوتول، گاستن (1355)؛ پولمولوژي (جنگ شناسي)، ترجمه فريدون سرمد، انتشارات دانشگاه ملي ايران

5-   جنگيز، ريچارد (1381)؛ هويت اجتماعي، ترجمه تورج احمدي،‌نشر شيراز

6-   سميعي، علي (1382)؛ كارنامه توصيفي عمليات‌هاي هشت سال دفاع مقدس، نشر نسل كوثر

7-   گودرزي، حسين (1383)؛ هويت ملي در شعر پژمان بختياري، فصلنامه مطالعات ملي، ش 4، سال پنجم

8-   وثوقي، منصور و علي اكبر نيك خلق (1374)؛ مباني جامعه شناسي، انتشارات خردمند.

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1391ساعت 3:38 توسط نداي رساي خرمشهر |



ساعت ۸ صبح امروز بخاری نفتی کلاس چهارم ابتدایی مدرسه دخترانه شین آباد واقع در روستایی به همین نام در ۵ کیلومتری پیرانشهر کردستان آتش گرفت و ۳۸ دانش آموز دختر این مدرسه با گرفتار شدن در کلاس آتش گرفته اند. به گفته ی شاهدان 7 تن از دانش اموزان جان باخته اند و 12تن دیگر از دانش آموزان حالشان وخیم گزارش شده است.
باز هم عرض تسلیت و تاسف عمیق برای فجایعی که بسادگی می توان جلوی آن را گرفت.


+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت 19:56 توسط نداي رساي خرمشهر |

جنبش دانشجویی، عمل جمعی دانشجویان که زیرمجموعه جنبش‌های اجتماعی محسوب می‌گردد. این نوع حرکت، با ویژگی‌های خاص خودش به عنوان موثرترین فعالیت‌ها جهت اعتراضات و ایجاد تحولات در زمینه‌های گوناگون در تاریخچه نه چندان بلند مدت خود ایفای نقش کرده است.

جنبش به حرکتی جمعی گویند که داوطلبانه و یا بصورت برنامه ریزی شده روی می‌دهد و در آن قصد ایجاد تغییر و تحول وجود دارد، تحولی که می‌تواند در سطح فکر و اندیشه باشد تا دگرگونی نظام اجتماعی، سیاسی، اقتصادی.

این حرکت پس از مدتی حالت سازمان یافته به خود گرفته، باعث ایجاد تشکیلاتی خواغهد گردید که دارای رهبری نه لزوماً منحصر باشد.

افراد شرکت کننده در جنبش دارای جهت گیری مشخص و اهداف معینی می‌باشند که بطور آهسته به یک حرکت منظم و منسجم تبدیل شده، تحت گفتمانی غالب بسوی اهداف و آرمانها حر کت می‌کند.

بنابراین پیداست که هر عمل جمعی افراد لزوماً جنبش نیست. و هر عمل جمعی دانشجویان را هم نمی‌توان جنبش دانشجویی نامید. ممکن است فعالیت جمعی دانشجویان در مقطعی جنبش محسوب نگردد و یا در مقاطع مکرر کوتاه مدت با فواصل زمانی زیاد شاهد جنبش دانشجویی باشیم. شکل متکامل آن حرکتی پیوشته است که در مفهوم جنبش بگنجد.

عمل جمعی دانشجویان می‌تواند شامل فعالیت‌های دانشجویی، تحرکات دانشجویی و مبارزاتدانشجویی باشد که می‌توانند جنبش نباشند. البته هر کدام از اینها می‌توانند قابلیت تبدیل به جنبش دانشجویی داشته باشند و زمینه ساز آن گردند. وجود سازمانهای دانشجویی و اتحادیه‌های دانشجویی نیز به هیچ وجه بیانگر وجود جنبش دانشجویی نیستند.

از جمله خصوصیات جنبش‌های اجتماعی که شامل جنبش دانشجویی می‌شود عبارتند از:

  • شبکه‌های تعامل غیر رسمی افراد و گروهها جهت ایجاد شرایط بسیج عمومی
  • ابتنا بر مجموعه‌ای مشترک از اعتقادات و تعلقات که موجب شکل گیری هویتی جمعی برای کل جنبش می‌شود
  • متمرکز بودن بر منازعات سیاسی و یا فرهنگی
  • استفاده در اعتراض عمومی در جریان حرکت

برای بررسی تاریخچه جنبش دانشجویی، اجباراً جریان پیوسته‌ای از حرکات و فعالیت‌های دانشجویی بایستی بررسی شود که شامل نشان دادن فراز و فرودهاست و تنها در مقاطعی عنوان جنبش را یدک می‌کشد.

در جنبش دانشجویی هم مجموعه‌ای از دانشجویان بصورت داوطلبانه حرکتی جمعی را برای ایجاد تغییر و تحولات در دانشگاه و جامعه صورت می‌دهند. تغییراتموردنظر ممکن است در حیطه‌های مختلف فرهنگی، ارزشی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی باشد.

جنبش دانشجویی، کوششی است در راستای رسیدن به هداف و آرمانهای مشترک، که با شبکه‌های تعامل غیررسمی انجام می‌شود. این حرکت، رهبری مشخصی ندارد و معمولاً دارای رهبری چندسر از سلولهای مختلف است.

باورها و تعلقات خاص مشترک جنبش دانشجویی است که سبب شکل گیری هویت جمعی دانشجویی گردیده، سبب انسجام و همبستگی موثر و کارامد در جهت فعالیت‌های سیاسی می‌شود.

جنبش دانشجویی با ورود در منازعات سیاسی، فرهنگی واجتماعی جامعه تغیییرات تند در این زمینه‌ها را طلب می‌کند و همین باعث ایجاد منازعات و اختلافات بین آنها و حکومت و حتی برخی گروههای خارج حکومت می‌گردد.

از تفاوت‌های جنبش دانشجویی با سایر گروهها این است که درصدد ایجاد تحولات و یا اعمال فشار جهت کسب منافع خاص گروهی نیست و قدرت را نمی طلبد، بلکه در پی فضاسازی و فشار برای پیدایش تغییرات جهت حرکت بسوی منافع عمومی جامعه است.

با توجه به خصوصیات جنبش دانشجویی می‌توان گفت که این جنبش ها، میان دوره‌های بلند مدت نهفتگی و کوتاه مدت کنش شدید در نوسان هستند.

جنبش دانشجویی بر اساس شرایط حاکم بر جامعه و دانشگاه، ایدءولوژیخاصی را دنبال می‌کند که این ایدئولوژی اهداف و آرمانها را معین می‌کند. جهت گیری جنبش دانشجویی و آهنگ حرکتش توسط ایدئولوؤی آن تعیین می‌شود. و همین ایدئولوژی است که وفاداران و مخالفان را خودبخود از هم جدا می‌کند.

فعالان جنبش دانشجویی از جمله روشنفکران جامعه محسوب می‌گردند و بالتبع قبض و بسط تابع جریان روشنفکری هستند. آنها به تناسب این نقش خود دارای دغدغه‌های انسانی، فرهنگی، اجتماعیو سیاسی هستند که با توجه به آن به موضع گیری در رابطه با مسائل حساس جامعه خود و جامعه جهانی اقدام می‌کنند. دانشجویان جنبش دانشجویی هرگز حاضر به ورود در قدرت نیستند و به اصطلاح سیاسی بیرون از سیاست هستند. یعنی در عین حال که خود را موظف به موضعگیری می‌دانند، ولی از هیچ گروه خاصی جانبداری نمی‌کنند و حتی به گروههایی که در راستای آرمان آنها عمل می‌کنند، وابستگس ندارند. این به جهت آن است که گروهها، شیر کنترل آرمانها و اهدافشان نشوند.

فعالان دانشجویی همواره نیرویی بالقوه و انقلابی اصیل محسوب می‌گردند. آنها نه تنها تحول خواه و تغییرساز هستند، بلکه در هر جریان اصلاح گری، قلب حرکت را تشکیل می‌دهند.

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1391ساعت 17:42 توسط نداي رساي خرمشهر |

فرمانده نیروی دریایی سپاه از شکار یک فروند پهپاد متجاوز آمریکایی از نوع Scan Eagleتوسط نیروی دریایی سپاه خبر داد.

به گزارش مهر، یک فروند هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی که در چند روز گذشته با هدف شناسایی و جمع آوری اطلاعات در حال گشت زنی در منطقه عمومی خلیج فارس بود، به محض ورود به حریم فضای جمهوری اسلامی ایران در تور یگان های پدافندی و سامانه های کنترلی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گرفتار و در اختیار گرفته شد.

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1391ساعت 15:15 توسط نداي رساي خرمشهر |

همانطور که مستحضر هستید ضریح امام حسین علیه السلام این روزها بر دستان ملت شریف ایران در حال حرکت است تا به کربلا برسد! و جای این سوال باقی می ماند که چند میلیارد تومان صرف ساخت این ضریح شده است!!؟؟ آیا خود آقا اباعبدالله راضی به صرف چنین هزینه هایی برای این ضریح هستند؟؟؟ آیا حضرت ولیعصر راضی به این موارد هستند؟؟؟ و ده ها سوال بی جواب دیگر!! اکنون که شرایط اقتصادی کشور و مردم ما در بحران است چرا مردم ما موقعیت شناسی را فراموش کرده اند؟؟؟ الان هزاران نفر از فقرای این مرز و بوم و زلزله زدگان مظلوم آذربایجان محتاج یاری ما هستند و ماهم کجا سیر میکنیم!!؟؟ می دانم که الان هزاران اتهام به سویم روانه خواهد شد ولی من باب تذکر به خودم یادآور شدم ونه به کس دیگر! امیدوارم بتوانیم کمی قوه ی درک متقابل را در خودمان افزایش دهیم و انتقاد را مسیری هموار برای رسیدن به مقصد نماییم و نه جنجال و درگیری...‍! از نظر حقیر این هزینه ها باید در جاهای دیگری صرف میشد و مشکلات شیعیان امام حسین با ان حل میشد!! مشکلات زوج های جوان - اقشار کم درآمد و آسیب پذیر - تسریع پروژه های مسکن مهر و صدها طرح جایگزین دیگر....


برچسب‌ها: انتقادی مستدلل
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1391ساعت 3:46 توسط نداي رساي خرمشهر |

تریلی یک دختر جوان خرمشهری را زیر چرخ‌های خود له کرد

خبرگزاری فارس: تریلی عصر دیروز یک دختر دانشجوی جوان خرمشهری را زیر چرخ‌های خود له کرد.

خبرگزاری فارس: تریلی یک دختر جوان خرمشهری را زیر چرخ‌های خود له کرد

به گزارش خبرگزاری فارس از خرمشهر، عصر یکشنبه دختر جوان 21 ساله خرمشهری در حالی که در انتظار سوار شدن برای رفتن به دانشگاه بود با یک تریلی عبوری برخورد کرد و زیر چرخ‌های این تریلی جسد وی مثله شد.

بنا به این گزارش این دختر دانشجو الهام کمری نام داشت که متاسفانه به دلیل شدت ضربه در جا جان سپرد.

جسد این دختر جوان بعد از تماس مردم توسط آمبولانس اورژانس به سردخانه منتقل شد.

موضوع این تصادف توسط پلیس در حال پیگیری و رسیدگی است.


رئیس شبکه بهداشت خرمشهر گفت: روز گذشته راننده تریلی خرمشهری با بی‌احتیاطی تمام سبب مرگ همسر خود که در هنگام خرید شارژ تلفن همراه بود، شد.
وقوع حادثه‌ای دلخراش در خرمشهر
به گزارش افکارنیوز به نقل از فارس، فرشید بهشتی در خصوص حادثه روز گذشته تصادف در فلک
ه پمپ بنزین این شهرستان اظهار داشت: روز گذشته ساعت ۲:۴۳ ظهر، حادثه بسیار دلخراشی در فلکه پمپ بنزین شهرستان خرمشهر صورت گرفت.

وی افزود: طی این حادثه، همسر راننده خودروی تریلی از خودرو پایین آمده و به قصد خرید شارژ تلفن همراه در مجاورت یک دکه قرار می‌گیرد.

رئیس شبکه بهداشت خرمشهر ادامه داد: در همین حین خودروی تریلی بدون توجه به اطراف، دنده عقب گرفته و با برخورد به همسرش فاجعه می‌آفریند.

وی با اشاره به فجیع بودن این تصادف گفت: متوفی ۲۱ ساله بوده که در جا مرگ مغزی شده و رساندن آن به بیمارستان نیز بدون نتیجه باقی می‌ماند.

بهشتی در پایان با تسلیت به خانواده داغدیده خطاب به شهروندان خواستار شد که با احتیاط بیشتری برای عبور و مرور از خیابان تردد کنند

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1391ساعت 17:44 توسط نداي رساي خرمشهر |

صدام چگونه از مهلکه «عملیات کربلای5» گریخت؟ اسیران ایرانی را پس از اعدام در بیابان رها می‌کردند. افشای کمک‌های مالی کویت و عربستان به صدام در جریان «عملیات کربلای 5». شکنجه‌های صلیبی،آتش ‌زدن اسرا، کندن پوست و شهادت اسیران ایرانی در منبع‌های آب. سرهای غواصان اسیر ایرانی چگونه زیر تانک‌ها قطع می‌شدند؟.محقق عراقی از همراهی مراکش با صدام در جنگ تحمیلی علیه ایران پرده برداشت.
 
6000 اسیر ایرانی به ‌شکل فجیعی به شهادت رسیده‌اند.بعثی‌ها با «اره» از اسرای ایرانی بازجویی می‌کردند. آخرین سفیر بعثی‌ها در واشنگتن از تحویل بمب‌های‌ خوشه‌ای به صدام پرده برداشت. تکاپوی فرانسه برای جلوگیری از انتشار اسناد همکاری‌های تسلیحاتی این کشور با صدام در جنگ تحمیلی علیه ایران. یک محقق زن فرانسوی با اشاره به جنگ تحمیلی:از کمک‌های تسلیحاتی دولت فرانسه به رژیم صدام و شریک‌شدن آن در جنایات علیه بشریت خجالت می‌کشم. مرکز فرهنگی دفاع‌مقدس خرمشهر نمایشگاه همدستی فرانسه در جنایات صدام علیه ملت ایران را برگزار می‌کند و ... .
 
این عناوین از جمله صدها خبر و گزارشی هستند که طی سال‌های گذشته در رسانه‌های مختلف منتشر شده‌اند. انتشار این اخبار و گزارش‌ها به واسطه تلاش‌های یک نفر انجام شده است: «نادر دریابان».
 
لطفا به این آدرس مراجعه کنید:تهران،خیابان ستارخان،شهرآرا، خیابان نیایش،بیمارستان حضرت رسول(ص)،طبقه ششم،اتاق 2، تخت 604.
 
اینجا نخلی از نخل‌های سربلند خوزستان چشم انتظار تعارف قطره‌ای معرفت به پاس گذشته است.


به گزارش سرویس فرهنگ حماسه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، نادر دریابان، جانباز و پژوهشگر دفاع‌مقدس که در خرمشهر زندگی می‌کند، از روز 12 آبان‌ماه گذشته به دلیل شدت گرفتن درد «کانال نخاعی» در یکی از آسایشگاه‌های تهران بستری شد. سپس برای انجام عمل جراحی به بیمارستان حضرت رسول (ص) منتقل و در «بخش خون» این بیمارستان بستری شد.
 
ادعا نمی‌کند بیشتر از ظرفیتش‌ کار کرده است اما گفته‌هایش که این را نشان نمی‌دهد. دردکمر‌،پوکی استخوان، شکستگی «بازو» به دلیل پوکی استخوان، چندین بار شیمی درمانی و... . اگر همه این دردها را تحمل کنی، تازه می‌شوی «نادر دریابان» جانباز، پژوهشگر دفاع‌مقدس و مدیر سابق مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر و «دریابان»‌های دیگر. دریابانی از نسل رهروان دریای عشق و معرفت.

اما حالا دیگر کسی حالی از او نمی‌پرسد. حتی از نهادی که قبلا مدتی با حکم آن شد مدیر مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر و میزبان زائران کربلاهای ایران.
 
«عملیات محرم» خیلی‌ها را برای ملاقات با خدا انتخاب کرد اما به او مدال جانبازی ‌داد به شرط این که کار زینبی کند و تصور نکند دیگر رسالتی ندارد و او به حق هیچگاه از پای ننشست. نوشت،تصویر گرفت و صفحات رسانه‌های مکتوب شدند میزبان واژه‌های دلسوختگی او، تا مگر مرحمی باشند برای رفع عطش «تشنگان معرفت» دوران حماسه و ایثار. و حالا به حرمت‌ حتی یک برگ خبر و گزارش که بدون هیچ چشم‌داشتی تقدیم رسانه‌ها کرده است، چشم انتظار یک دیدار است و تعجب می‌کند از این شاید، بی‌خبری.
 
شاید کسی به اندازه او در افشای جنایات صدام بعثی و حامیانش در رسانه‌ها تلاش نکرده باشد، افشاگری‌ای که با نوعی رویکرد خاص رسانه‌ای همراه بود و همین تلاش‌های بی‌ادعا شاید، «مسکنی» موقت باشد برای دردهای تمام نشدنی‌اش.

 
«دست‌های دریابان دیگر حرکتی ندارند،همان دست‌هایی که زمانی به تنهایی می‌توانستند چند رسانه‌ حوزه دفاع‌مقدس را تغذیه خبری و گزارشی کنند.
 
دریابان می‌گوید وقتی مقام معظم رهبری از بزرگ‌منشی شهدا سخن می‌گویند به خود نهیب می‌زنم که نباید یادشان را فراموش ‌کنم. راستی کسانی که تلاش کردند یاد شهدا زنده بماند الان کجا هستند؟
 
گفتیم حالا که مقرر شده است بمانم تا کار زینبی انجام بدهم چرا باید کم بگذارم. آن قدر غرق جمع‌آوری اسناد و مدارک جنگ شدم که خودم را فراموش کردم. البته خدا را شکر می‌کنم اگر توانسته‌ باشم وظیفه خود را انجام بدهم. این حرف‌ها، ناشکری و شکایت نیستند، درددلی برای تحمل فشار درد هستند.
 
همسرم تنها کسی است که بعد از خدا از من حمایت می‌کند و همراهم است. البته آقای دهدشتی نماینده مردم آبادان در مجلس هم سنگ تمام گذاشت و به واسطه او بود که امروز اینجا هستم. اما هزینه‌های درمانم آن قدر بالا است که مجبورم برای تامین این هزینه، بخشی از آرشیوی را که با خون دل خوردن جمع‌آوری کرده‌ام، بفروشم.
 
در پنج سال اخیر انواع دردها را تحمل کردم اما کسی صدایم را نشنید. دلم خیلی پر است و توانایی سخن گفتنم کم. نمی‌دانم این دوستانم کجا هستند. آخر، «ما ز یاران چشم یاری داشتیم». نگرانم ادامه این وضعیت باعث شود نتوانم «کتاب بچه‌های 22 بدر» را تکمیل کنم.
 
قبل از بستری شدن، آرزو می‌کردم که ای کاش یک تخت مناسبت داشتم تا دردهایم را راحت‌تر تحمل کنم. اگر خوزستان امکانات داشت که من این همه درد را با خودم به یک شهر غریب نمی‌آوردم. هر چند امثال من زیادند. کسانی که سینه‌هایشان مخزن خاطرات دفاع مقدس است اما معلوم نیست چه وضعیتی دارند. شاید هر لحظه یکی از همین‌ها این مخزن را با خود به پیش شهدا برده باشند. چرا این قدر غافلیم.
 
25 سال برای فرهنگ دفاع مقدس انجام وظیفه کردم. از روایت برای کودکان پنج ساله گرفته تا بقیه کارها. همیشه سعی کردم جنگ را از منظر جدید معرفی کنم.
 
ادعایی ندارم اما انتظار همراهی دارم. این قدر عزت نفس دارم که دست گدایی به سوی کسی دراز نکنم. نفس تنگی، درد لگن، دردکمر،‌ شکستن بازو، پوکی استخوان و... را نمی‌گویم که سهم من از دفاع مقدس هستند، نه.تحمل این دردها را هم نوعی افتخار می‌دانم و امیدوارم فشار درد باعث نشود حتی برای یک لحظه بگویم چرا...؟
 
همیشه سعی کرده‌ام پرچم اطلاع‌رسانی دفاع مقدس را برافراشته نگه دارم. شاید من بتوانم حرف بزنم اما دلم به حال بچه‌های گمنامی می‌سوزد که در گوشه و کنار این کشور تنها با خاطرات خاکریزها و سنگرها زندگی می‌کنند. قانعند و افتخار می‌کنند به این که، روزی رفتند تا امروز، دیگران آسایش داشته باشند؛ البته به شرطی که کسی حداقل از آنها طلبکار نباشد. این که چرا رفتید؟ چه کسی مجبورتان کرد بروید و ... طعنه‌هایی هستند که همیشه شنیده‌ایم و باز هم خواهیم شنید اما ما از راه خود باز نمی‌گردیم.


هر روز چند «سرم» مجبورند آه و ناله مرا تحمل کنند. اما مگر راه دیگری هست؟ دلم برای نخل‌های خوزستان و خاکریزهایش تنگ شده است. هم آنها ما را خوب می‌فهمند و هم ما آنها را. یادش به خیر.
 
اگر چهار سال قبل معالجه می‌شدم، امروز شاید چنین وضعیتی نداشتم. روزهای تلخی را می‌گذارنم اما خدا را شاکرم که حداقل توانستم بزرگترین دایره‌المعارف راهیان نور و تصاویر تشییع شهدان را برای آیندگان جمع‌آوری کنم.
 
از اول دیدار هم توان حرف زدن نداشت. اینها را هم که ‌گفت، سفارش کرد طوری ننویسیم که اجر کارهایش پایمال شود. گفت اینها تنها درددل هستند. اما به رسم ادب نوشتیم برای وجدان‌های بیداری که هنوز هستند تا یادی از گذشته کنند.
 
مخاطب ما همه هستند از مسئولان لشکری و کشوری گرفته تا دوست‌داران دوران عشق و ایثار. سری به نادر دریابان بزنید. همسرش دو روز قبل می‌گفت تا امروز حدود 18 میلیون‌ تومان هزینه درمان نادر دریابان شده است.
 
دریابان هم اگر چشم‌داشتی نداشته باشد، همه می‌دانند چقدر هزینه سنگینی است و باید تامین شود. او هیچگاه با خاطر صدمات ناشی از جنگ پرونده‌ای در هیچ نهادی تشکیل نداد و حالا با بیماری «mm» (نوعی سرطان پیشرفته خون) چشم‌انتظار دستان یاریگر است. بماند که یک بار هم در حین امر به معروف و نهی از منکر و بر اثر درگیری ایجاد شده، یکی از چشمانش به شدت صدمه دید.

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1391ساعت 17:33 توسط نداي رساي خرمشهر |

براساس اعلام نتایج رسمی انتخابات پارلمانی کویت شیعیان برای اولین بار در تاریخ این کشور 34 درصد از کرسی‌های پارلمان را به خود اختصاص داده‌اند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران
(ایسنا)، به نقل از پایگاه اینترنتی شبکه خبری الجزیره، نتایج رسمی انتخابات پارلمانی کویت اعلام شد که بر اساس آن در مجموع 17 نماینده شیعه که 34 درصد پارلمان را تشکیل خواهند داد به مجلس راه یافتند که این امر در تاریخ کویت بی‌سابقه بوده است.

این در حالی است که مخالفان اعلام کردند: به دلیل پایین بودن مشارکت‌های مردمی در انتخابات پارلمانی این انتخابات از لحاظ قانونی مشروعیت ندارد.

بنابر اعلام مخالفان نسبت مشارکت مردم در این انتخابات از 26 درصد فراتر نرفته و به همین دلیل این انتخابات نمی‌تواند خواست مردم کویت را برآورده کند و از درجه اعتبار ساقط است.

در این انتخابات گروه‌های سیاسی مختلف از جمله اخوان المسلمین، ائتلاف ملی دموکراسی، جنبش قانون اسلامی، جنبش کار ملی و تریبون دموکراتیک شرکت نداشتند و بزرگترین قبایل یمن یعنی قبیله مطیر و قبیله العوازم که جمعا 18 درصد از ساکنان کویت را تشکیل می‌دهند نیز انتخابات را تحریم کرده بودند.

در انتخابات پارلمانی کویت تنها دو نماینده اسلام‌گرا به مجلس راه یافتند. این در حالی است که در مجلس پیشین بیش از 20 نماینده اسلام‌گرا در پارلمان حضور داشتند.

30 نماینده از نزدیکان شیخ ناصر محمد، نخست وزیر پیشین کویت نیز به پارلمان راه یافتند که این امر احتمال بازگشت دوباره وی به قدرت را در کویت افزایش داده است.

انتخابات این دوره پارلمان کویت براساس قانون جدید انتخابات این کشور که از سوی امیر کویت اعلام شد برگزار شده و این چیزی است که مخالفان از دیرباز با آن مخالف بودند.

مخالفان معتقدند قانون انتخابات جدید کویت باعث جلوگیری از راهیابی اسلام‌گراها به پارلمان می‌شود و همین امر باعث شد تا گروه‌های اسلام‌گرا و برخی جناح‌های سیاسی نیز از مشارکت در انتخابات خودداری کنند.

کویت از سال 2006 تاکنون پنج بار انتخابات پارلمانی برگزار کرده و هیچ یک از ادوار گذشته مجلس نتوانست دوره چهار ساله خود را به پایان برساند و در تمام این دوره‌ها یا از سوی دیوان عالی قانون اساسی کویت و یا از سوی امیر این کشور منحل شده است.

در انتخابات پارلمانی پیشین کویت مخالفان که بخش عمده آنها اسلام‌گراها و اخوان المسلمین بودند توانستند اکثریت پارلمان یعنی 35 درصد از کرسی‌ها را به خود اختصاص دهند اما پس از گذشت مدتی از کار این مجلس دیوان عالی قانون اساسی مصر آن را منحل کرد.

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1391ساعت 19:30 توسط نداي رساي خرمشهر |

احسان نراقی.....نویسنده و پژوهشگر در حوزه فلسفه و جامعه‌شناسی شب گذشته در سن 86 سالگی درگذشت. وی تنها ایرانی است که معاون یونسکو بوده است.

معرفی یکی از آثار مرحوم نراقی

علوم اجتماعی و سیر تکوینی آن


Ketab- seyre takvin ulum ejtemaii.jpg

علوم اجتماعی و سیر تکوینی آن ، تألیف احسان نراقی، مجموعه ی مطالعات اجتماعی، چاپ اول 1379، تهران: نشر و پژوهش فرزان روز،
ذهن اندیشمندان همیشه درگیر سؤالاتی درباره ی خود، دیگری، محیط و روابط میان آن ها بوده است. فیلسوفان یونانی و پیشینیان آن ها همواره سعی در ارائه ی جهان بینی ای داشتند که بتواند روابط انسانی، تأثیرات محیط و نظام زندگی جمعی را توضیح دهد. 

مفهوم آرمانشهر که توسط افلاطون تبیین شد، تجلی گاه جامعه ی ایده آل و منظمی است که زندگی در آن انسان را سعادتمند می کند.  فلسفه این اندیشه های کلی را در خود جای داده بود. با گذشت زمان و پیشرفت علوم طبیعی، علوم انسانی نیز به سمت تخصصی تر شدن و انسجام یافتگی حرکت کرد. همزمان با شروع دوران روشنگری در اروپا توجه بیشتری به علومی مثل تاریخ، فلسفه، سیاست و... معطوف شد.
 انقلاب صنعتی و انقلاب فرانسه را می توان نقطه ی شروع علوم اجتماعی و جامعه شناسی به طور خاص دانست. این انقلاب ها موجب تغییراتی اساسی در امور سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و به تبع اقتصادی شدند و این تغییرات بزرگ باعث به وجود آمدن جامعه شناسی، علمی که جامعه را توصیف و تبیین می کند، گردید. نیز جنگ های جهانی اول و دوم و اتفاقاتی که در قرن اخیر میان کشورها در این دوران افتاد، نقش علوم اجتماعی را محسوس تر کرد.
علوم اجتماعی همواره در تلاش برای ارائه ی الگویی برای جامعه بوده است که در آن انسان ها بتوانند آزادتر زندگی کنند. این علم به دنبال یافتن راه هایی که جامعه انسانی بتواند شیوه ی زندگی کنونی اش را بهبود ببخشد.
کتاب «علوم اجتماعی و سیر تکوینی آن» به بررسی روند شکل گیری و تکوین علوم اجتماعی می پردازد و نقش سایر علوم انسانی و طبیعی را در پیدایش علوم اجتماعی شرح می دهد. همچنین رویکرد های مهم جامعه شناختی را به طور مختصر توضیح می دهد.
این کتاب در پنج بخش ارائه گردیده است. بخش پنجم این کتاب به گفتگوی محمدرضا عاشوری با دکتر احسان نراقی درباره ی تحولات علوم اجتماعی در سه دهه ی اخیر اختصاص داده شده است.  

بخش اول: علوم اجتماعی و جهان بینی های عمومی: 1- دانش اجتماعی در مراحل نخستین  2- علوم تدقیقی و دانش های اجتماعی  3- انسان به عنوان دایر مدار هستی  4- جنبش های فکری فلسفی
بخش دوم: علوم اجتماعی در حال تکوین: 1- انقلاب صنعتی و پیدایش علم اقتصاد  2- آمار و دموگرافی  3- علوم سیاسی  4- جغرافیای انسانی  5- انسان شناسی
بخش سوم: جامعه شناسی در عصر حاضر: 1- جامعه شناسی در فرانسه  2- جامعه شناسی در آلمان  3- جامعه شناسی در انگلستان   4- جامعه شناسی در امریکا  5- جامعه شناسی سایر کشورها
بخش چهارم: علوم اجتماعی و انسانی در عصر حاضر: 1- انسان شناسی طبیعی  2- انسان شناسی فرهنگی و اجتماعی  3- علوم نفسانی و علوم اجتماعی  4- علوم اجتماعی و سیاست  5- علوم اجتماعی و اقتصاد  6- نیاز دنیای کنونی به علوم اجتماعی  7- نمودی از بحران در علوم اجتماعی
بخش پنجم: تحولات جدید علوم اجتماعی


برچسب‌ها: احسان نراقی
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1391ساعت 16:51 توسط نداي رساي خرمشهر |


+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر 1391ساعت 16:53 توسط نداي رساي خرمشهر |

حجت الاسلام سید محمد علی عدنانی


این جوان روحانی غایت دل های مردم خرمشهر و استمرار خط دیرینه ی پدر بزرگوارشان با مردم است!

خیل عظیم جمعیت شرکت کننده در مراسم روز عاشورا

سوزاندن خیام حسینی در شام غریبان

مراسمات عزاداری برپاشده در حسینیه عدنانی

+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر 1391ساعت 15:12 توسط نداي رساي خرمشهر |

ترحّم بر یزید جایز ، بلکه مستحب است و لعن وی جایز نیست

 

ابو حامد غزّالی ( معروف به امام محمّد غزالی ) در کتاب «احیاء العلوم» می­نویسد : لعن مسلمانان جایز نیست و یزید مسلمان است و نسبت قتل یا امر یا رضای او به قتل حسین علیه السلام سوء ظن به مسلمان است و به حکم کتاب و سنّت حرام است. هر کس … 

 

 

ابوحامد محمد بن محمد غزالی، از بزرگان شناخته شده­ی تصوف، در سال ۴۵۰ هجری در طابران طوس به دنیا آمد. وی تحت تأثیر شدید عقاید اشعری بوده و این عقاید را در مسائل عرفانی خویش نیز وارد می­سازد.

از غزالی آثار متعددی به جای مانده است که از مهمترین آنها می­توان به کتاب « احیاء علوم الدین » و کتاب « کیمیای سعادت » اشاره نمود.

 

 

 

لازم است قبل از ورود به بحث و طرح نظر غزالی در خصوص یزید، به دو امر مهم یعنی تولّی و تبرّی اشاره شود.

 

تولّی، همان محبت ورزی به خداوند و رسول او و امامان معصوم علیهم السلام است. تبری نیز به معنای بیزاری جستن از دشمنان خدا و دشمنان چهارده معصوم علیهم السلام است.

 

تولی و تبری، از واجبات شرعی و از فروع دین است و آیات و احادیث فراوانی [۱] بر این امر دلالت دارد که به ذکر چند نمونه اکتفا می­کنیم.

 

قال الله سبحانه و تعالی: ﴿ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا  آباءَکُمْ وَ إِخْوانَکََُُمْ أَوْلِیاءَ إنِ اسْتَحَبُّوا الْکُفْرَ عَلَی الإیمانِ وَ مَنْ یَتَوَ لَّهُمْ مِنْکُمْ فَاِنَّهُ مِنْهُمْ ﴾[۲] « ای کسانی که ایمان آورده

اید! اگر پدران و برادرانتان، کفر را به جای ایمان برگزیرند، آنان را به دوستی نگیرید و هر که از شما با ایشان دوستی کند، از ایشان شمرده می­شود. »

 

و قال الله تعالی: ﴿ لا تَتَّخِذُوا عَدُوِِّی وُ عَدُوَّکُمْ أوْلِیاءَ ﴾[۳] « دشمنان من و دشمنان خودتان را دوست نگیرید.»

 

و قال الله تعالی: ﴿لا تَجِدُ قَوْماً یُوْمِنُونَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الاخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کانُوا آباءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشیرَتَهُمْ اُولئِکَ کَتَبَ فی قُلُوبِهِمُ الاِیمانَ وَ أَیَّدَهُم ْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الأنْهارُ خالِدینَ فیها رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ وَ ََرضُوا عَنْهُ أولئِکَ حِزْبُ اللهِ‌أَلا إِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ المُفْلِحُونَ﴾[۴] « چنین نخواهی یافت، مردمی که ایمان به خدا و روز قیامت آورده اند، دوستی با دشمنان خدا و رسول کنند؛ هر چند آن افراد، پدران و پسران و یا برادران و یا خویشاوندان آنها باشند. این مردم پایدارند، خدا بر دلهایشان نور ایمان را نوشته و به روح قدس الهی آنها را موید و منصور گردانیده و آنان را در قیامت به بهشتی داخل کند که نهرها زیر درختانش جاری است و جاودان در آنجا از نعمت های الهی بهره مند هستند و خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا خشنودند، اینان به حقیقت حزب خدا هستند. ای اهل ایمان ! آگاه باشید که تنها حزب خدا رستگارند.»

 

و از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم حدیثی طولانی نقل شده­است که آن حضرت در باره‌ی حضرت امیر و اولادش فرمود: آگاه باشید و بدانید که دشمنان علی علیه السلام اهل شقاق و جدایی از حق و تجاوزگران و برادران شیطانند؛ آگاه باشید و بدانید که دوستان علی و اولادش کسانی هستند که خدا ایشان را در کتابش یاد کرده و فرموده:« لا تَجِدُ قَوْماً یُوْمِنُونَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ یُوَادُّونَ مَنْ حادَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ »[۵] « ای پیامبر! نمی یابی قومی را که به خدا و  روز آخرت ایمان دارند ( دوستان علی و اولادش )، دوستی کنند با کسانی که با خدا و رسول دشمنی کردند و در باره‌ی جانشینی آن حضرت ستیزه نمودند و راه خود را پیش گرفتند.»

 

و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در روز غدیر خم بر وجوب تولّی نسبت به امامان علیهم السلام و تبرّی از دشمنان ایشان تأکید کرده و ضمن مطالبی درباره‌ی امیر المومنین علیه السلام فرمودند: « اللَّهُمَّ وَالِ مَن والاهُ و عادَ مَنْ عاداه » «خدایا دوستی کن با کسی که دوستی کند با علی و دشمنی کن با کسی که با علی دشمنی کند. »

 

از این نکته نیز نباید غفلت کرد که محبت خداوند و اولیاء او، با دوستی دشمنان خداوند و اهل بیت علیهم السلام قابل جمع نبوده و اساساً تصور این امر غیر ممکن است.

 

علامه­ی مجلسی (ره) از ابی الجارود نقل می­کند که امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه­ی ﴿ ما جَعَلَ اللهُ لِرَجُلٍ مِن قَلْبَیْنِ فی جَوْفِهِ ﴾[۶]  « خدای تعالی در باطن هیچ فردی دو قلب قرار نداده است » فرمود: « دوست ما، محبتش به ما را خالص می­گرداند همچنان که طلا به واسطه‌ی آتش، خالص و پاک می­شود به طوری که در آن طلا هیچ نا خالصی یافت نشود. کسی که می­خواهد بداند محبت ما را،  پس قلب خویش را امتحان کند، پس اگر در محبت ما، محبت دشمن ما را شریک قرار داده، او از ما نیست و ما از او نیستیم و خدای تعالی دشمن اینگونه کسان است و جبرئیل و میکاییل و خدا،  دشمن کافران­اند. »[۷]

 

رویه­ی خداوند در قران کریم در تبری از دشمنان، لعن است. بنا بر این از مصادیق تبرّی و بیزاری از دشمنان خداوند متعال و دشمنان امامان علیهم السلام، « لعن» است.

 

« لعن » به معنای طرد و راندن و اِِبعاد ( دور کردن) است وگفتن لعنة الله به طریق نیایش و خواستن از خداست، و معنای آن این است که: خدا او را رانده و از رحمتش دور فرماید. مراد از راندن و دوری در اینجا، فرو فرستادن عذاب و محرومیت از رحمت است و بعید نیست که لعن به معنای غضب باشد. بنابراین عبارت « لعنة الله علیه » یعنی « غضب خدا بر او باد! »[۸]

 

مجوّزات لعن، با استناد به قرآن کریم مشخص می شود. خداوند، اهل کفر، اهل فسق و کذب و ظالمین را لعن فرموده است: ﴿ فَلَعنَةُ اللهِ عَلَی الکافِرینَ ﴾[۹] « پس لعنت خداوند بر کافرین باد. » ،  ﴿ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیه و لَعَنَهَ ﴾[۱۰] «خشم کرد خدا بر او (قاتل) و لعنت کرد او را. » ، ﴿ و الخامِسَةُ اَنَّ لَعْنةَ اللهِ عَلَیْهِ اِنْ کان مِن الکاذِبین ﴾[۱۱] « مرتبه­ی پنجم این که لعنت خدا بر او اگر از دروغگویان باشد.» ﴿ اَلا لَعْنَةُُ اللهِ عَلَی الظّالِمینَ ﴾[۱۲] «آگاه باشید که لعنت خدا بر ظالمین است»[۱۳]

 

 

با قدری تأمل در تاریخ اسلام براحتی به این نتیجه می رسیم که دشمنان اهل بیت، تمامی این صفات پست را دارا بودند و لذا از هر جهت مستحق لعن هستند.

بی شک لعن ظالمین اهل بیت، ثواب عظیمی دارد.  در « شفاء الصدور »  از «عیون» و «امالی» به سند  متصّل از حضرت رضا علیه السلام نقل کرده است که آن حضرت به ریّان بن شبیب فرمودند: اگرخواستار آنی که در غرفه های بهشتی همنشین پیامبر و خاندان او باشی، بر قاتلان حسین علیه السلام لعنت کن.

 

 

«کامل الزیارات» از داود رقی نقل می­کند: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که آب خواست. چون آشامیدند چشمان حضرت پر از اشک شد.آنگاه فرمود: یا داود ! لعن الله قاتل الحسین؛ هیچ بنده‌ای نیست که آبی بنوشد و یاد حسین نکند و قاتلانش را لعنت نکند مگر آنکه خدای عزّوجل برای او صد هزارحسنه بنویسد و صد هزار گناهش را محو کند و صد هزار درجه بلندش کند و  چنان است که صد هزار بنده آزاد کرده باشد و در روز قیامت خدای تعالی او را با شادکامی و خاطر آسوده محشور کند.

  

 

آیا یزید بن معاویه مستحق لعن است؟

یزید، فردی ناپاک زاده بود[۱۴] و در طول زندگی خود مرتکب جنایات و فجایع عظیمی شد تا جایی که این مسأله در تاریخ از مسلمات و قطعیّات محسوب  می­شود.

 

در مروج الذهب که از تواریخ اهل سنت است اینگونه آمده­ است:

« کار یزید، شرب خمر و ترک نماز و بازی با سگان، محاوله، طنبور، نای، وطی مادران، خواهران و دختران بوده است. »[۱۵]

 

یزید مدت سه سال و نه ماه خلافت کرد. در سال اول، حضرت سید الشهدا علیه السلام را با گروهی از بنی هاشم و اصحاب به فجیعترین وضع کشته و زنان و کودکان و اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم را به همراه سرهای بریده‌ی شهدا در شهرها گردانید.[۱۶] در سال دوم، اهل مدینه را قتل عام کرد و خون و مال و عرض مردم را سه روز بر لشکریان خود مباح ساخت.[۱۷] در سال سوم نیز کعبه‌ی مقدّسه را خراب کرد و آتش زد.[۱۸]

 

همچنین در بسیاری از کتب تاریخی کفر گویی های یزید آمده­است. نوشته­اند:

 

« یزید، هنگامی که امام حسین علیه السلام را کشت و اسیران را در نزد خود حاضر کرد، سر آن حضرت را در طشت طلا برابر خود گذاشت و به آن حضرت که دارای اوصاف هاشمیه و بهجت فاطمیه بود، رو کرده و با چوب به دندان­های مبارکش اشاره می­کرد، ناگاه کلاغی از بالای قصر صیحه زد و همه مجلسیان از بنی امیه به وحشت افتادند؛ در این وقت این اشعار را خواند :

 

یا غُرابَ البَینِ ما شِئتَ فَقُل

اِنَّمــا تَندُبُ اَمـراً قَد فَعَـلَ

لَیتَ اَشیاخی بِبَدرٍ شَهِــدُوا

وَقَعهَ الخَزْرَجِ مَع وَقْعِ الاَسَلِ

لَاَهَلـُّوا وَاستَهَلّـــُوا فَرَحـا

ثُمَّ قالُوا یـــا یَزیدُ لا تَشَل

قَد قَتَلْنَا القَومَ مِن ساداتِهِم

و َعَدَلنـاهُ بِبَـدرٍ فَــاعتَدَلَ

لَستُ مِن خِندِفٍ اِن لَم اَنتَقِم

مِن بَنی اَحمدَ مـا کـانَ فَعَلَ

لَعِبَتْ هـاشِمُ بِالمُلکِ فـــَلا

خَبَرٌ جــاءَ و لا وَحیٌ نَــزَلَ

 

یعنی ای کلاغ آنچه می­خواهی بگو، همانا ندبه­ی تو برای امری است که انجام گرفت. ای کاش بزرگان من که در جنگ بدر کشته شدند، اینک می­بودند و شادمان می­شدند و به من می‌گفتند: دستت شل مباد. ما نیز از بزرگان بنی­هاشم کشتیم و با جنگ بدر برابری نمود، من از خندف (جد یزید) نیستم، اگر از فرزندان احمد انتقام نگیرم، هاشم و فرزندانش با سلطنت بازی کردند، پس نه خبری آمده و نه وحی نازل گشته.[۱۹]

 

 

آلوسی می‌نویسد: هنگامی که کاروان اسرای خاندان رسالت در گذرگاه جیرون رسیدند، آنجا صدای کلاغان بلند شد که یزید سرود:

 

لمّا بدت تلک الحمول و أشرقت

تلک الشموس علی ربی جیرون

نعب الغراب، فقلت قل أولا تقـل

فقد اقتضیت من الرسول دیـونی[۲۰]

 

یعنی، آن هنگام که آن کاروان پدیدار شد و آن خورشیدها بر بالای تپه های جیرون درخشیدند، کلاغ بانگ زد. پس به وی گفتم: می خواهی بانگ بزن و می­خواهی نزن، که من دیون خود را از پیامبر صلی الله علیه و آله باز پس گرفتم!

 

با این جنایات، روشن است که یزید، ستم کارترینِ افراد است و لذا مستحق لعن خواهد بود. این مساله آنقدر واضح است که حتی کثیری از علمای متعصب عامه، تصریح به کفر یزید کرده و لعن یزید را تجویز نموده­اند. به عنوان مثال می­توان از قاضی ابویعلی، احمد بن حنبل، ابن جوزی،[۲۱] کیاهرسی،[۲۲] شیخ محمّد بکری، سعد تفتازانی[۲۳] و سبط ابن الجوزی[۲۴]  نام برد.

 

جاحظ می­گوید: گناهانی که یزید مرتکب شد، از کشتن حسین علیه السلام و ترساندن مردم مدینه و خراب کردن کعبه و اسیر کردن دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله و چوب زدن به دندان حسین علیه‌السلام، آیا اینها دلیل قساوت و دشمنی و تیره رأیی و کینه و عناد و نفاق اوست یا نشانگر اخلاص و علاقه‌ی وی به پیامبر صلی الله علیه و آله و پاسداری از شریعت و سیره‌ی آن بزرگوار؟! سپس می­افزاید: به هر حال، این کارهای او مصداق فسق و گمراهی بوده، و وی فاسق ملعون است و کسی نیز که از ناسزا گفتن به ملعون جلوگیری کند ملعون می­باشد.[۲۵]

 

آلوسی نیز تاکید دارد که در لعن یزید، تردید به خود راه مده، زیرا که او ویژگی­های ناپسند بسیار دارد و در تمامی ایام تکلیفش از ارتکاب گناهان کبیره باز نایستاده است. در پلیدی او همین بس که در مکّه و مدینه، آن همه جنایت نمود و به کشتن امام حسین علیه السلام ـ که برترین درودهای خداوند بر او و جدش باد ـ رضایت داد و از آن اظهار خشنودی کرد و به خاندان آن حضرت اهانت نمود و گمان من این است که این خبیث به رسالت حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله ایمان نیاورده بود. به هر حال، مجموع جنایات یزید درباره‌ی ساکنان حرم امن الهی (مکّه) و خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و عترت پاک آن بزرگوار، چه در هنگام حیات حسین بن علی علیه السلام و چـه بعد از ممات ایشان، و دیگر تبهکـاری­های او، کمتر از این نبود که اوراق قـرآن را در میـان کثافت افکند. من تصوّر نمی­کنم که امر او بر اغلب مسلمانان مخفی و پوشیده بوده باشد، چیزی که هست مسلمین در آن هنگام مغلوب و مقهور (خلفای جور) بودند و جز شکیبایی کار دیگری از دستشان بر نمی آمد، تا خداوند خود کار خویش را به پایان برد. اگر کسی هم از سر احتیاط می­ترسد یزید را صریحاً لعن کند، پس چنین بگوید: «خداوند لعنت کند کسی را که به کشتن امام حسین علیه السلام و یارانش راضی شد و عترت پیامبر صلی الله علیه و آله را بدون جهت آزرد و حق آنان را غصب کرد. » زیرا به این ترتیب، باز (یزید) را لعن کرده، زیرا او بطور اخص مشمول این لعن است. با این گونه لعن هیچ کس جز ابن عربی مالکی و پیروانش مخالفت نکرده اند. زیرا آنان بر پایه‌ی آنچه از آنان نقل شده، ظاهراً لعن کسی را که راضی به قتل امام حسین علیه السلام می باشد جایز نمی شمارند. به جانم قسم، این همان گمراهی بزرگی است که نزدیک است بر گمراهی خود یزید بچربد![۲۶]

 

 

ابو حامد غزّالی ( معروف به امام محمّد غزالی )، فردی سنّی، شافعی، اشعری مذهب[۲۷] و در جرگه­ی صوفیان بوده­است. در کتاب «احیاء العلوم» می­نویسد:

« لعن مسلمانان جایز نیست و یزید مسلمان است و نسبت قتل یا امر یا رضای او به قتل حسین علیه السلام سو ظن به مسلمان است و به حکم کتاب و سنّت حرام است. هر کس شک در صحت این نسبت کند در غایت حماقت است. اگر سلطانی یا امیری یا وزیری کسی را کشت، بدست آوردن قاتل یا آمر یا راضی اگر چه آنها نزدیک باشند مقدور نیست، خصوصاً اگر زمان بعید و مکان شاسع باشد و مانند مورد کلام که از زمان یزید و شهادت حضرت ابا عبد الله علیه السلام ۴۰۰ سال گذشته است (یعنی تا زمان غزالی). پس چگونه معلوم می شود که یزید قاتل یا آمر یا راضی بوده؟ مطلب دیگر اینکه باید به اهل اسلام حسن ظن داشت و اگر فرضاً ثابت شد چنانچه اشاعره می‌گویند: « قتل مسلمانان موجب کفر نیست »، ممکن است قاتل فرضاً یزید باشد ولی اگر توبه کرده و بعد مرده لعن او جایز نیست، مانند کافر که اگر توبه کند لعنش جایز نیست. و معلوم نیست که یزید از قتل سیدالشهدا علیه السلام توبه نکرده­است. پس لعن چنین مسلمانی جایز نیست و اگر کسی لعن کند معصیت کرده­است و اگر لعن او جایز باشد و کسی او را لعن نکند گنهکار نیست. و اما یزید از کجا معلوم است که او دور از رحمت الهی است و گفتن این که او از رحمت خدا دور است، ترخص به غیب است، مگر درباره‌ی کسی که به کفر مرده باشد. و ترحّم بر یزید جایز است، بلکه مستحب است، و بلکه او داخل در عموم « اللّهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات » است، و یزید مؤمن بوده!!! »[۲۸] 

 

 

فغانی، شاعر سنّی خطاب به غزالی می­گوید :

بر چنین کس نکنی لعنت و، شرمت بادا

لعــن الله یــزیـداً و علی آل یــزیـــد

 

 

سنایی غزنوی نیز می­گوید :

داستــان پســر هند مگـر نشنیــدی

کـه از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید؟!

پـدر او لب و دنـــدان پیمبـر بشکست

مـادر او جـگر عــمّ پیمبــــر بمکـید

خـود، بناحق، حق دامــاد پیمبر بگرفت

پـســر او ســـر فرزنــد پیمبر ببــرید

بر چنین قوم چــرا لعنت و نفرین نکنم

لعــن الله یـزیــداً و علی آل یــزیـــد

 

اینکه غزالی یزید را مسلمان و مومن می داند و نسبت دادن جنایت عظیم کربلا را به یزید سوء ظن می داند از مانند او که مدّعی علم و کمال است بسیار عجیب است زیرا از قطعیاتی که در تاریخ اسلام آمده است جنایت یزید و اصحابش در کربلا می باشد و هر محققی با اندک تحقیق می تواند به این مطلب برسد.

 

همچنین اینکه او مسأله­ی توبه یزید را پیش می­کشد نیز، از او بسیار بعید است. زیرا بر احتمال توبه، حکمی بار نمی­شود و علاوه بر این، کارنامه­ی حکومت سه ساله ننگین یزید، نشان از دوری او از توبه است. چون یزید سه سال و نه ماه خلافت کرد، در سال اول حکومتش حضرت سید الشهدا علیه السلام را با گروهی از بنی هاشم و اصحاب شهید کرد ـ به تفصیلی که در کتب مقاتل ذکر شده است ـ اما جنایاتش به اینجا ختم نشد، بلکه بعد از آن به قتل عام مردم مدینه پرداخت، خون و مال و عرض مسلمین را سه روز بر لشکریان خود مباح ساخت و کعبه‌ی مقدّسه را خراب کرده، به آتش کشید و تخریب کعبه یازده روز قبل از هلاکتش به وقوع پیوست.[۲۹]

 

یزیدی که شب آخر عمرش با مستی شراب می­خوابـد و صبح او را مرده می­یـابند، آیا می­شود این احتمال را در مورد او داد که توبه کرده­است؟!

 

در کیفیت مرگ یزید، شیخ صدوق (ره) می­فرماید: یزید شب با حال مستی خوابید و صبح او را مرده یافتند، در حالیکه بدن او تغییر کرده، مثل آنکه قیر مالیده شده باشد. و بدن نحسش را در باب الصغیر دمشق دفن کردند.[۳۰]

 

به­ هر حال از شخصی مثل یزید، توبه بسیار بعید است. گر چه غزالی توجه ندارد که مسأله­ی قتل نمایندگان خدا در زمین، حسابی جدا از حساب قتل افراد عادی دارد و در حد کفر بالله است.

 

جاری شدن لعن یزید بر لسان معصومین علیهم السلام ما را برلعن یزید بس است:

 

اللّهُمَّ العَن أَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِک، اَللّهُمَّ العَنِ العِصابَةَ الَّتی جاهَدَتِ الحُسَین و شایَعَت و بایَعَت و تابَعَت عَلی قَتلِه، اَللّهُمَّ العَنهُم جَمیعاً ً… اللّهُمِ خُصَّ اَنْتَ  اَوَّلَ ظالِمٍ باللَّعن منّی و ابْدَأ به اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِیَ و الثّالِثَ و الرّابع اللهم العَنْ یَزیدَ خامِساً … اَلّلهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفیانَ وَ مُعاوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْکَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الْابِدینَ.[۳۱]    

 


[۱] - تعداد احادیث به سه هزار حدیث می رسد( رساله تولّی و تبرّی)

[۲] - برائت/ ۲۳

[۳] - ممتحنه/ ۱

[۴] - مجادله ۲۲

[۵] - تفسیر نور الثقلین ج ۵ ص ۲۶۸ به نقل از کتاب احتجاج طبرسی (ره)

[۶] - احزاب / ۴

[۷] - بحارالانوار /  ج۲۷ از ص ۵۱ تا ص ۶۳

[۸] - نفحات اللّاهوت فی لعن الحبِبتِ و الطاغوتِ – محقق کرکی

[۹] - بقره / ۸۹

[۱۰] - نساء / ۹۳

[۱۱] - نور/ ۷

[۱۲] - معنی ظلم حق را پایمال کردن و از بین بردن، یا قراردادن چیزی درغیر موضع خود به طوری که مستحق خدمت و عقاب شود

[۱۳] - هود/ ۷

[۱۴] - مادر یزید «میسون» بود که میسون غلام پدر خود را برنفس خود متمکن ساخت و به یزید بارور شد، و او را از وقتی پیش معاویه بردند ازغلام پدرش حامله بود ( بنا به نقل تجارب السف و الزام النواصب و ربیع الابرار ( زمحشری) و بحار و قمقام زخارص ص ۲۲۹ و المجالس الحسینیه ص ۱۳۴ ) و نسّابه کلبی با این نسب اشاره کرده می­گوید:

« فان یکن الزمان اتی علینا         به قتل الترک و الموت الوحی

فقد قتل الدّعی و کلب هند          بارض الطــف اولاد النبی »

 (مراد وی از دعیّ ابن زیاد و از کلب یزید است) موید این مطلب اخباری است که ازاهل بیت رسالت علیهم السلام وارد شده که فرمودند: قاتل حسین علیه السلام ولد الزنا است. و قاتل حسین علیه السلام عنوانی است که شامل حال شمر و ابن سعد و ابن زیاد و یزید می شود و تمام ایشان ناپاک زاده بوده‌اند، چنانچه در مقام خود ثابت است .

[۱۵] - مروج الذهب ج۳ ص ۶۷، تتمة المنتهی ص ۳۶

[۱۶] - تاریخ یعقوبی ج۲ ص ۲۱۶، ابوالفداء ج۱ ص ۱۹۰، مروج الذهب ج۳ ص ۶۴ و تواریخ دیگر.

[۱۷] - تاریخ یعقوبی ج۲ ص ۲۴۳، ابوالفداء ج۱ ص ۱۹۲، مروج الذهب ج۳ ص ۷۸

[۱۸] - تاریخ یعقوبی ج۲ ص ۲۲۴، ابوالفداء ج۱ ص ۱۹۲، مروج الذهب ج۳ ص ۸۱

[۱۹] - رساله‌ی تولی و تبری ص ۲۶۴، کشکول بحرنی ج۳ ص ۳۹- کتاب نمونه معارف اسلام ج ۵ ص ۳۵

[۲۰] - روح المعانی، ج۸ ص ۱۲۵، در تفسیر آیه‌ی: ﴿ فَهَل عَسَیتُم أن تَوَلَّیتُم … ﴾

[۲۱] - تذکرة الخواص: ص ۱۶۲ – « الرّد علی المتعصب العنید المانع عن لعن یزیدّ»

[۲۲] - و فیات الأعیان ابن خلکان

[۲۳] - السیرة الحلبیة: ج۱،ص۱۷۲٫

[۲۴]  - تذکرة الخواص.

[۲۵] -رسائل جاحظ: ص ۲۹۸٫

[۲۶] - روح المعانی: ج۸، ص ۱۲۵

[۲۷] -« وفیات الاعیان؛ ابن خلکان، ج۳ ص ۳۵۳»، غزالی در کتاب المنقذ من الضّلال خود؛ مذهب شیعه را باطل می‌داند و مقام عصمت ائمه‌ی طاهرین علیهم السلام را باطل و بی اساس می‌خواند «روضات الجنات، مرحوم خوانساری» ج۸ ص۱۷۷» و علمای شیعه را به علمای اهل کتاب تشبیه نموده و

 می‌گوید: همه‌ی بدن آنها به نجاست آلوده است. هر کجا که کلمه‌ی رافضه (شیعه) را در کتاب خود ذکر می نماید بلافاصله بعد از آن می نویسد

«خَذَلهم الله» (یعنی خداوند آنان را خوار نماید). «روضات الجنات ج ۸ ص ۱۷۸» غزالی همچنین از مدرسان مدرسه نظامیّه‌ی بغداد بوده که از مراکز مهم ترویج اهل سنت در آن زمان به شمار می‌آید» ریحانة الادب، مرحوم مدرس تبریزی، ج۴ ص ۲۳۷» و همچنین او از مدرّسان برجسته اهل تسنن در مسجد اموی در شام بوده است . «ریحانة الادب ج۴ ص ۲۳۸».

[۲۸] - احیاء العلوم ج ۳ ص ۱۰۶ (ترجمه و تخلیص)

[۲۹] - تقویم شیعه ص ۷۵

[۳۰] - تقویم شیعه ص ۸۸

-[۳۱] زیارت عاشورا

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 2:38 توسط نداي رساي خرمشهر |

در آخرین بازی از هفته شانزدهم لیگ بر‌تر فوتبال ایران، استقلال صدرنشین این رقابت‌ها در ورزشگاه آزادی با نتیجه ۳-۲ مغلوب فولاد خوزستان شد.

آبی‌های تهران که می‌توانستند با غلبه بر میهمان خود ضمن قهرمانی در نیم فصل، موقعیتشان در صدر جدول را مستحکم کنند، حالا فقط یک امتیاز با سپاهان اصفهان فاصله دارند و بازی‌های هفته آینده مشخص می‌کند کدام تیم فاتح نیم فصل خواهد شد
.

جدال استقلال و فولاد خوزستان در ورزشگاه آزادی با حضور فقط چهار هزار تماشاگر برگزار شد که ادامه‌ای است بر روند کاهش چشمگیر حضور تماشاگران در ورزشگاه‌ها، حتی برای تماشای رقابت تیمی که در صدر جدول حضور دارد!

در این بازی مهیج عبدالله کرمی در دقیقه ۶۲ گل اول سرخ‌پوشان خوزستانی را با ضربه سر وارد دروازه مهدی رحمتی کرد. قبل از او آرش افشین و مهدی نوری موقعیت‌های گلزنی خود را از کف داده بودند. برای استقلال هم آرش برهانی توپ را به تیر زد و جواد نکونام به دست‌های ارشاد یوسفی.

نکونام اما در دقیقه ۶۳ از روی نقطه پنالتی توانست گل مساوی را بزند. این پنالتی محل بحث بود و جواد خیابانی گزارشگر مسابقه اعتقاد داشت که خطا داخل محوطه جریمه رخ نداده است.
بعد از آنکه داور پنالتی گرفت، رحمتی کاپیتان استقلال از طریق میثم حسینی به نکونام پیغام فرستاد و گفت که یوسفی به کدام جهت شیرجه خواهد رفت.

آرش افشین که مسئولین تیم فولاد می‌گویند با باشگاه لیل فرانسه به توافق رسیده در دقیقه ۷۲ توانست تیمش را مجدداً پیش بیاندازد. اما باز هم فقط دو دقیقه بعد استقلال توانست بازی را به تساوی بکشاند. این بار آرش برهانی گلزنی کرد.

سرانجام اما مهرداد جماعتی در دقیقه ۸۷ گل برتری را برای فولاد به ثمر رساند. گلی که دیگر فرصتی برای جبران آن نبود. داور پنج دقیقه وقت اضافه گرفت و پس از اتمام این پنج دقیقه، دو دقیقه دیگر هم محاسبه کرد اما فولاد توانست برتری شیرین خود در خانه تیم صدرنشین را حفظ کند.

مهدی رحمتی، امیرحسین صادقی، پژمان منتظری، علی حمودی، میثم حسینی، جواد نکونام، جی‌لوید ساموئل، میثم بائو (دقیقه ۴۶ امین منوچهری)، خسرو حیدری، سیاوش اکبرپور (دقیقه ۸۶ میلاد میداودی) و آرش برهانی بازیکنان استقلال در این بازی بودند.

نیمکت نشینی و حضور کوتاه میداودی در شرایطی که هفته گذشته از برترین‌های تیمش بود، با اعتراض برخی هواداران استقلال به امیر قلعه‌نویی مواجه شد.

برای فولاد خوزستان ارشاد یوسفی، عبدالله‌ کرمی، ایوب والی، مهرداد جماعتی، امید خالدی، مهدی نوری، ایوب کلانتری، بختیار رحمانی، اسماعیل شریفات (سروش رفیعی)، آرش افشین (ساسان انصاری) و لوسیانو پریرا (عباس پورخسروانی) به میدان رفتند.

اظهارات بعد از بازی

حسین ابن‌قاسم از مربیان فولاد درباره پیوستن آرش افشین به باشگاه لیل گفت: او بعد از بازی هفته آینده مقابل نفت تهران به فرانسه می‌رود.

حسین فرکی سرمربی فولاد هم به خبرنگاران گفت: «بازیکنانم خودشان را باور کردند. تحت تاثیر نام استقلال قرار نگرفتند. روند رو به جلویی داشته‌ایم و با یک پیروزی دیگر نشان دادیم شرایط خوب است. استقلال خیلی خوب بود اما بازیکنان ما شاهکار کردند.»

فرکی که فصل قبل به انتخاب بینندگان برنامه تلویزیونی ۹۰ به عنوان بر‌ترین مربی نیم‌فصل معرفی شد، امسال هم نیم‌فصل خوبی را در تیم جدیدش سپری کرده و حالا در رده سوم هستند.

سرمربی تیم فوتبال فولادخوزستان درباره جدایی افشین از فولاد گفت: «خوشحال می‌شویم که افشین خارج از ایران بازی کند اما اگر برگردد هم خوشحال می‌شویم چون به او نیاز داریم.»

کمک‌مربی سابق تیم ملی فوتبال ایران درباره تاکتیک تیمش مقابل استقلال یادآور شد: «می‌دانستم حمودی میل زیاد به نفوذ دارد، این موضوع را خوب آنالیز کردیم. فضاهای خالی پشت او، راه حمله بود که از آن فضا‌ها استفاده کردیم. اگر دقت می‌کردیم تعداد گل‌ها بیشتر هم می‌شد.»

امیر قلعه‌نویی سرمربی استقلال هم پس از شکست، به تیم فولاد و بازیکنان این تیم به دلیل «فوتبال مردانه و تاکتیکی» تبریک گفت.

او با اشاره به تعویض اکبرپور گفت: به خاطر مردم تعویض کردم. به مردم احترام گذاشتم. ما باید کار خود را کنیم اما جایگاه پشت من، بازیکن را صدا کردند و من هم یک تعویض کردم. در نیم فصل دوم به جذب ۶ بازیکن احتیاج داریم. در غیر این صورت به مشکل می‌خوریم.

قلعه‌نویی درباره گل‌هایی که استقلال دریافت کرد، یادآور شد: گل دومی که خوردیم به این خاطر بود که آرش افشین پشت حمودی رفت. نقطه قوت ما سمت راست است که پنالتی هم گرفتیم. رحمتی ۳ گل خورد اما روز خوبی داشت. فولاد لیاقت برد را داشت و مبارکش باشد.

سرمربی استقلال در پایان مصاحبه باز هم به تشویق میداودی از سوی تماشاگران اشاره کرد و گفت: از برخی دوستان دلخورم چون فشار آوردند روی بازیکنان. برخی هواداران مقصر هستند.

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 2:7 توسط نداي رساي خرمشهر |

آیــــا شاهد ائتلاف نیروهای مذهبی در خرمشهر خواهیم بود ؟؟؟


کم کم موسم و فصل انتخابات شوراها به نزدیک می شود و نامزدهای انتخابات هم در همین انتهای سال و حدودا در این 5 ماه باقی مانده تا روز انتخابات حرف و حدیثهای فراوانی به گوش می رسد! اما مشکل اصلی و دغدغه ی اصلی ما حضور نیروهای مؤثر مذهبی و کاریزما در این انتخابات است! امید ما این است که این آرزوی نه چندان بزرگ تحقق پذیرد و شاهد نتایجی بسیار بهتر از دوره های گذشته این شورای منفعل کنونی باشیم.

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 16:25 توسط نداي رساي خرمشهر |

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب العصر و الزمان ...

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 14:51 توسط نداي رساي خرمشهر |

همزمان با شروع ماه محرم شیطنت های گروه های ضد تشیع و فرقه های ضاله نیز شروع میشود.. چندی پیش رسانه های دیداری و شنیداری ضد تشیع با پخش مستندهای مختلفی با محوریت موضوع "روانشناسی اجتماعی" به نقد عملکرد تشکل های مذهبی و فرهنگی شیعیان و بخصوص هیئات عزاداری پرداختند, و با عناوین مختلفی درصدد خدشه دار کردن شعائر حسینی برآمده اند! شبکه ی ضد اسلامی "کلمه" به سرکردگی عقیل هاشمی جوان سلفی افغان و خدمتگذار آل سعود مستندی بسیار قبیح و ضد شعائر حسینی را با دیدگاهی کاملا جامعه شناسانه و روانشناسانه پخش کرد که ابهامات بسیاری را برانگیخت!

محتوای این مستند بدون سند اشاره ای بود به "کاهش اعتماد به نفس" شخص شرکت کننده در مراسم عزاداری و سیطره ی مداح مجلس بر او, و تلقین معصیت بی کران به وی و جذب تباکی (گریه) از او در جهت مسیر تعیین شده ی مداح". راوی این مستند با اشاره ای مختصر به یکی از اصول روانشناسی اجتماعی درصدد برآمد تا بتواند مخاطب را اینگونه هدایت نماید که اصل برگزاری اینگونه مراسمات کشتن اعتماد به نفس شخص عزادار و تلقین از پیش تعیین شده ی مداح به او می باشد!

اما پاسخی که می توان به این شبهه ی کاملا مردود داد این است که در مکتب روانشناسی اجتماعی فردی که در بازخورد مسائل مذهبی قرار می گیرد کاملا با "ضمیری خودآگاه" به سمت آن قدم برمیدارد و با اشتیاق و عطش عشق, گام به گام حرکت می نماید! در فلسفه ی عزاداری اصل مطلب بر این توازن بنا شده است که مستمع و متکلم هر دو بر اساس یک "اشتراک اجتماعی" و "روانی" دور هم گرد می آیند و موضوع اصلی فی ما بین این دو (متکلم و مستمع) را تنها یک معجزه می تواند تشکیل دهد! معجزه ای بنام حسین بن علی (ع)!! واقعا هیچ عنوان دیگری را به غیر از معجزه نمی توان برای این موضوع انتخاب کرد! در این مراسمات است که جوان شیعی متوجه مظلومیت خاندان پیامبر اعظم (ص) میشود و این موضوع باعث میشود که فرد مذکور با تمسک به این مظلومیت "بصیرتی آگاهانه" بیابد و این شود که احساس خطری بوجود بیاید که اینگونه مستندها تولید شوند! در این مراسمات است که شیعیان  "هــویــت" اصلی خود را می یابند و با تکیه بر همین هویت غنی به مسیر حیات خود ادامه می دهند! البته باید به ایشان حق داد که تا کنون نتوانسته اند معرفت و حقانیت اهل بیت (ع) را درک کنند! واین است عظمت حسین بن علی (ع) که جن و انس زمین و آسمان کائنات و نباتات همه و همه در عزایش می گریند و بی قرارند و عقل قاصر از درک این همه معجزات و حقایق... و این همان حرارتی است که معصوم در کلامش گفته بود که "هیچگاه سرد نخواهد شد" ...

احمدرضا سعیدزاده دانشجوی مقطع کارشناسی پژوهشگری علوم اجتماعی
دوستان ومخاطبین گرامی حتما انتقادات و پیشنهادات هایشان را به اطلاع حقیر برسانند!


+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 1:0 توسط نداي رساي خرمشهر |


+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1391ساعت 18:14 توسط نداي رساي خرمشهر |

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر